جیسو : بله البته چرا که نه
جیسو : بله البته چرا که نه
لیام: لیااااا ( لوس )
لیا : بله
لیام : میشه منم بیام ( لوس )
لیا : اهوم بیا
لیام: هورااااااا ( لیام جان مطمئنی تو پسری )
مینا : میگم لیا و کوک دوتایی زن و شوهری با یه ماشین برین
ویو نویسنده
وقتی مینا این جمله رو گفت لیا و کوک سه نگاه ترسناک بهش انداختن و سوار ماشین شدن و حرکت کردن به سمت بار وقتی رسیدن
"ویو لیا "
وقته رسیدیم بار از ماشین پیاده شدیم و رفتیم داخل و قتی وارد بار شدیم بوی سیگار و الکل به صورتم برخورد کرد رفتیم و یه میز پیدا کردیم و گارسون اومد سفارشمون رو بگیره ( علامت گارسون # )
#: چی میخورین ؟؟
کوک :۱۵ تا ویسکی
# : بله چند درصد
کوک : صد درصد
لیا: کوک
کوک : جانم
لیا : بقیه ی بچه ها میتونن بخورن ولی من تو مینا لیام نه نمیتونیم
کوک : چراااا؟؟
لیا : چون اگه مسته مست بریم خونه بابا بزرگ به جای غذا مارو میخوره
کوک : خبببب هفتاد درصد
لیا : باشه هفتاد درصد
کوک : پس شما چی ( به بقیه اشاره میکنه )
ته : ماهم همون هفتاد درصد
لیسا : آره موافقم ما هم هفتاد درصد
کوک : باشه پس ۱۵ تا ویسکی هفتاد درصدی
گارسون رفت
لیا : آفرین
ویسکا ها رسید و هر کس یه لیوان برداشت لیوانا رو زدیم به هم وقتی میخواستم لیوان رو به دهن نزدیک کنم صدای نوتفیک اومد گوشی رو باز کردم و دیدم پیام از طرف فرد ناشناسه وقتی پیام رو دیدم تمام هس خوشحالی و هیجان از سرم پریده بود و جاش ترس و استرس جاش رو گرفته بود توی پیام نوشته بود .....
یه سوال به نظرتون پارت رو شرطی کنم ؟؟؟
لیام: لیااااا ( لوس )
لیا : بله
لیام : میشه منم بیام ( لوس )
لیا : اهوم بیا
لیام: هورااااااا ( لیام جان مطمئنی تو پسری )
مینا : میگم لیا و کوک دوتایی زن و شوهری با یه ماشین برین
ویو نویسنده
وقتی مینا این جمله رو گفت لیا و کوک سه نگاه ترسناک بهش انداختن و سوار ماشین شدن و حرکت کردن به سمت بار وقتی رسیدن
"ویو لیا "
وقته رسیدیم بار از ماشین پیاده شدیم و رفتیم داخل و قتی وارد بار شدیم بوی سیگار و الکل به صورتم برخورد کرد رفتیم و یه میز پیدا کردیم و گارسون اومد سفارشمون رو بگیره ( علامت گارسون # )
#: چی میخورین ؟؟
کوک :۱۵ تا ویسکی
# : بله چند درصد
کوک : صد درصد
لیا: کوک
کوک : جانم
لیا : بقیه ی بچه ها میتونن بخورن ولی من تو مینا لیام نه نمیتونیم
کوک : چراااا؟؟
لیا : چون اگه مسته مست بریم خونه بابا بزرگ به جای غذا مارو میخوره
کوک : خبببب هفتاد درصد
لیا : باشه هفتاد درصد
کوک : پس شما چی ( به بقیه اشاره میکنه )
ته : ماهم همون هفتاد درصد
لیسا : آره موافقم ما هم هفتاد درصد
کوک : باشه پس ۱۵ تا ویسکی هفتاد درصدی
گارسون رفت
لیا : آفرین
ویسکا ها رسید و هر کس یه لیوان برداشت لیوانا رو زدیم به هم وقتی میخواستم لیوان رو به دهن نزدیک کنم صدای نوتفیک اومد گوشی رو باز کردم و دیدم پیام از طرف فرد ناشناسه وقتی پیام رو دیدم تمام هس خوشحالی و هیجان از سرم پریده بود و جاش ترس و استرس جاش رو گرفته بود توی پیام نوشته بود .....
یه سوال به نظرتون پارت رو شرطی کنم ؟؟؟
- ۸۲
- ۱۹ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط