حرف های ترسناکی که بچه ها گفتن
حرف های ترسناکی که بچه ها گفتن:🚷
وقتی خواهرم 4 ساله بود، یک روز صبح با ظاهری آشفته از خواب بیدار شد. ازش پرسیدم که تونستی شب خوب بخوابی؟
جواب داد: " نه ! پاپا مایک همیشه و هر شب با نیشگون گرفتن انگشت پام منو از خواب بیدار می کنه! "...
پاپا مایک پدربزرگ منه البته اون 8 سال پیش قبل از تولد خواهرم فوت کرد و نیشگون گرفتن انگشت پام راهی بود که پدربزرگم منو از خواب بیدار می کرد...
وقتی خواهرم 4 ساله بود، یک روز صبح با ظاهری آشفته از خواب بیدار شد. ازش پرسیدم که تونستی شب خوب بخوابی؟
جواب داد: " نه ! پاپا مایک همیشه و هر شب با نیشگون گرفتن انگشت پام منو از خواب بیدار می کنه! "...
پاپا مایک پدربزرگ منه البته اون 8 سال پیش قبل از تولد خواهرم فوت کرد و نیشگون گرفتن انگشت پام راهی بود که پدربزرگم منو از خواب بیدار می کرد...
- ۲.۸k
- ۲۱ دی ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط