{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو صف دستشویی به یارو گفتم:اجازه میدی من اول برم، سرپاییه

تو صف دستشویی به یارو گفتم:اجازه میدی من اول برم، سرپاییه زودمیام؟
یارو گفت:مگه قراره من بستری بشم؟
.
.
.
.
.
.
.
.به خوداااا منه کاپیوووووو
تاحاااالا اینجوووووری قانع نشده بودم
خدا پدر الکساندر گرام هامبر رو بیامرزههههههههههههههههههه
دیدگاه ها (۸)

مگه دستم بهت نرسهموش کور ونکبت کوفتت باشه الهی الهی یه نونی ...

ﻭﺍﯼ ﺭﻭﺯ ﻣﺎﺩﺭ ﻭ ﺭﻭﺯ ﭘﺪﺭ / ﺟﺪﻡ ﺍﺯ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﯽ ﺁﯾﺪ ﺑﻪ ﺩﺭﺭﻭﺯ ﻣﺎﺩﺭ ﯾﮏ...

من که ساعت ده رفتم بخوااااابم الانم خوووووااااب خوابمد سروص...

دیروز رفتم نمایشگاه یدونه بی ام و دیدم خوشم اومد؛این ماه حقو...

عشق پر مشغله : پارت چهل و پنجم

Part3*(یونجین): به ات پیام دادم و گفتم *سلام خوبی میشه همو ب...

برده عمارت جئون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط