الهة ناز

الهة ناز

باز ای الهة ناز ، با دل من بساز
کین غم جانگداز ، برود ز برم
گر دل من نیاسود ، از گناه تو بود
بیا تا ز سر، گنهت گذرم

باز ، می کنم دست یاری ، به سویت دراز
بیا تا غم خود را ، با راز ونیاز، ز خاطر ببرم
گر نکند تیر خشمت ، دلم را هدف
به خدا همچو مرغ ، پر شور وشعف
به سویت بپرم

آن که او ، به غمت ، دل بندد ، چون من کیست ؟
ناز تو ، بیش از این بهر چیست؟
تو الهة‌ نازی ، در بزمم بنشین
من تو را وفادارم ، بیا که جز این ، نباشد هنرم
این همه بی وفایی ، ندارد ثمر
به خدا اگر از من ، نگیری خبر ، نیابی اثرم

مرا عاشقی شیدا ، فارغ از دنیا
تو کردی ، تو کردی
مرا عاقبت رسوا ، مست و بی‌ پروا
تو کردی ، تو کردی...
دیدگاه ها (۳)

ناز من، عشق من! ز چشم ترم زود مروسر و جانم به فدایت ، ز برم ...

هر زمان شوری دگر دارم ز توهر نفس دل خسته‌تر دارم ز توبر بساط...

ای سروِ ناز، بر سرِ پیمانِ ما بمانای ماهِ شب، به خلوتِ چشمان...

تو بگو دل که بـه آهنــگِ دلت ســاز کنم تو بگو عشق که مـن عــ...

بی تو من زنده نمانم...بی تو طوفان زده ی دشت جنونمصید افتاده ...

بیا ای عشق، کز هجر تو بی‌تابم هنوزدر این شب‌های بی‌پایان، در...

گُفْتَم رَها کُن جانِ مَن، گُفْتِی کِه آزَادِی مَگَر؟گُفْتَم...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿دست بردار ، برو ! پرسه نزن دور و برمم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط