{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قلدری از جنس عشقp

"قلدری از جنس عشق"p¹
سلام دوستام من الین هستم و خب قراره از مدرسه ام انتقالی بگیرمو برم پیش برادرم لوکا حالا چرا میخوام الان برم؟ چون تو اون مدرسه کلی قلدری میشد و خب برادرم بخاطر دوستاش رفت و خب زیادی براش قلدری شد منم رفتم تا ببینم کدوم پدرصگی برادرمو اذیت میکنه
الین
لباسامو اتو کردم خوشگل کردم عطر زدمو یکم ورزش کردم صبحونمو خوردمو دست برادرمو گرفتمو سوار ماشین شدم
لوکا: الین ممنونم ازت
الین: وظیفه ام بود لوکا
به مدرسه رسیدیم
الین
نگو یه پسری جذاب به دیوار تکیه داده بود بدجور عاشقش شدم ولی داداشم سرشو انداخت پایینو دستمو محکم گرفت من فکر کردم بخاطر اینکه دست منو گرفته خجالت زده شده
هان
اهه اون جذاب لعنتی کیه دست اون عقب مونده ای مثل لوکا رو گرفته باید مال خودم بکنمش
زنگ کلاس خورد همه رفتن تو کلاس
هان
رفتم کنار دختره نشستم
هان : جدیدی؟
الین : بله
هان : اسمت چیه؟
الین : الین
هان :اوو اسم من هان جیسونگه ولی میتونی هان صدام کنی
هان: راستی چه نسبتی با لوکا داری ؟
الین
نخواستم بدونه برادرمه گفتم: دوست پسرم
هان
هیچی نگفتم سعی کردم ریخت حسودمو بریزم داخل
معلم وارد کلاس شد
معلم : سلام کتاب ادبیات و بیارین بیرون
الین
داشتم نکته برداری میکردم یه دستو دور کمرم حس کردم
هان : فقط دهنتو ببند
الین
دادا زدم : مرتیکه هول
معلم : الین هان چه خبره
هان
از اون طرف که پولدار ترین مدرسه بودم الین و جلوی همه چسبوندم به دیوار و صورتمون فقط ۵ سانتی متر فاصله داشت
الین : داری چه غلطی میکنی
معلم : هان و الین گمشین دفتر
هان روبه معلم : دلتون میخواین اخراج شین ؟
.......
شرط پارت بعد : ۱۵ لایک
لایک و حمایت فراموش نشه
#هان#فیک#سناریو#رمان#اکسپولر#ویسگون#ایران
دیدگاه ها (۰)

بخونید

فیک جدید داریمممم

#چندپارتی #لینو #استری_کیدز {My enemy}part⁶.....ویو ا.ت دیگه...

SCHOOL

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط