رمان یونگی
رمان یونگی
پارت . ۱
سلام من ات هستم و تازه وارد مدرسه ی جدید شدم من یک فرشته هستم و عنصر من آتش یه دوست هم دارم به اسم نیلی که فرشته است و عنصرش خاک اممممممم و راستی یه پسره هم هست یونگی اونم فرسته است فقط عنصرش آب ازش متنفرم و خدا خدا می کنم داخل یک مدرسه نباشیم خب دیگه صحبت کافیه من برم مدرسه جدید
مامان ات : ات آماده ای
ات : آره الان می رم
نیلی : سلام
ات : سلام نمی دونی چه هیجانی برای مدرسه دارم
نیلی : من اصلا هم ندارم مدرسه مسخرس
ات : حالا ببینیم
ویو ات
رفتیم وارد مدرسه شدیم مدیر کلاس ها رو گفت رفتیم داخل کلاس نشستیم که یک نفر آمد یه پسر بود وایسا اون یونگی نیست
ات : نیلی
نیلی : چیه
ات : اون یونگی نیست
نیلی : چرا خودش وایسا اسمشو بگه
معلم : خب بچه ها یه دانش آموز جدید آمده فقط این پسر یکم دیر کرده خودتو معرفی کن
یونگی : سلام من مین یونگی هستم
ویو ات
وای خدا خودشه امسالم جهنمه یعنی مجبورم اینو تحمل کنم خدااا
معلم : خب یونگی کنار ات خالیه برو بشین
یونگی : باشه
ویو ات
نه نه چرا کنار من منو یونگی توی هر مدرسه ای با هم بودیم همیشه هم منو خیلی مسخره می کنه خدااااااااااااااااااا
ویو یونگی
سلام من یونگی هستم و یه فرشته هستم و عنصرم آب و قراره برم مدرسه ی جدید خب دیگه رفتم داخل کلاس چشمم خورد به یه دختره ات بود امسال قشنگ شده بود البته بودا وایسا یونگی چی داری می گی چرا داری از این قورباغه تعریف می کنی بعد حالا که معلم برم پیشش بشینم می تونم بیشتر مسخرش کنم
می خوام شرط بزارم
۲۰ لایک
۶ کامنت
پارت . ۱
سلام من ات هستم و تازه وارد مدرسه ی جدید شدم من یک فرشته هستم و عنصر من آتش یه دوست هم دارم به اسم نیلی که فرشته است و عنصرش خاک اممممممم و راستی یه پسره هم هست یونگی اونم فرسته است فقط عنصرش آب ازش متنفرم و خدا خدا می کنم داخل یک مدرسه نباشیم خب دیگه صحبت کافیه من برم مدرسه جدید
مامان ات : ات آماده ای
ات : آره الان می رم
نیلی : سلام
ات : سلام نمی دونی چه هیجانی برای مدرسه دارم
نیلی : من اصلا هم ندارم مدرسه مسخرس
ات : حالا ببینیم
ویو ات
رفتیم وارد مدرسه شدیم مدیر کلاس ها رو گفت رفتیم داخل کلاس نشستیم که یک نفر آمد یه پسر بود وایسا اون یونگی نیست
ات : نیلی
نیلی : چیه
ات : اون یونگی نیست
نیلی : چرا خودش وایسا اسمشو بگه
معلم : خب بچه ها یه دانش آموز جدید آمده فقط این پسر یکم دیر کرده خودتو معرفی کن
یونگی : سلام من مین یونگی هستم
ویو ات
وای خدا خودشه امسالم جهنمه یعنی مجبورم اینو تحمل کنم خدااا
معلم : خب یونگی کنار ات خالیه برو بشین
یونگی : باشه
ویو ات
نه نه چرا کنار من منو یونگی توی هر مدرسه ای با هم بودیم همیشه هم منو خیلی مسخره می کنه خدااااااااااااااااااا
ویو یونگی
سلام من یونگی هستم و یه فرشته هستم و عنصرم آب و قراره برم مدرسه ی جدید خب دیگه رفتم داخل کلاس چشمم خورد به یه دختره ات بود امسال قشنگ شده بود البته بودا وایسا یونگی چی داری می گی چرا داری از این قورباغه تعریف می کنی بعد حالا که معلم برم پیشش بشینم می تونم بیشتر مسخرش کنم
می خوام شرط بزارم
۲۰ لایک
۶ کامنت
- ۳۴۵
- ۱۲ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط