{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یادم نیست پارت چند بود

یادم نیست پارت چند بود😐

ویو یوجین
با دلدرد وحشتناکی از خواب بیدار شدم دیدم کوک خوابه پفیوز (هوییی با کوک درست حرف بزن میام پارت میکنما ) یه لگد بهش زدم از تخت پرت شد پایین گفتم عنتر شب منو پاره کردی الان گرفتی خوابیدی؟ پاشو به من برس

_باشه باشه بیبی اروم باش (من ادم ارومیم بازی نکو با روحیم)

+خفه شو گوجو پابو (کیدرامرا میدونن معنی این دو کلمه چیه)

_باش باش الان میرم

+زود

ویو کوک
رفتم براش کیسه اب گرم مسکن اوردم به خدمتکارا گفتم ناهار حاضر کنن چون ساعت ۱۳ ظهر بود مسکن خورد دلشو یکم ماساژ دادم دیدم نفساش منظم شد رو سرش بوسه ای گذاشتم خودم رفتم دفترم به کارای مافیاییم برسم غروب قراره من مامان بابای خودمو دعوت کنم کافه یوجین هم مامان بابای خودشو

ویو یوجین
کوک داشت دلمو ماساژ میداد که خوابم برد تقریبا ساعت ۳ نیم ظهر بود که با صدا زدنای کوک از خواب بیدار شدم

_ دارلینگم بیدار شو بریم ناهار بخوریم

+باشه

_من میرم پایین توهم زود بیا

+باش

_بدو

+رفتم دست صورتم شستم موهامو شونه کردم رفتم پایین در حال غذا خوردن بودیم کوک به یکی از خدمتکارا گفت بره یه قاشق دیگه بیاره

_خدمتکار برو یه قاشق دیگه بیار

(=علامت خدمتکار)
=چشم ارباب (با عشوه)

ویو یوجین
دیدم با عشوه ناز گفت چشم ارباب منم حسودیم شد رفتم غذامو برداشتم نشستم رو پای کوک (ای جان ای جان)

ویو کوک
دیدم یوجین سریع غذاشو برداشت اومد نشست رو پام اولش تعجب کردم بعد متوجه شدم به اون خدمتکاره حسودیش شده پوزخندی زدم گفتم
_پس بیبی من حسودیش شده (پوزخند)

+اره حسودیم شده مشکل داری (حرص کیوت)
_ نه من که چیزی نگفتم

+افرین پس خفه شو غذاتو بخور

_اوکی بیب

ویو یوجین
دیدم خدمتکاره با عشوه اومد خم شد قاشق گذاشت رو میز سینش معلوم شد منم انقدر عصبی شدم هیچی دست خودم نبود موهاشو گرفتم بردم سمت تنگ ماهی کلشو کردم تو اب

ویو کوک
دیدم خدمتکار با عشوه اومد قاشق رو گذاشت رو میز سینه هاش معلوم شد یوجین عصبی شد از رو پام بلند شد رفت موهاشو گرفت بردش سمت تنگ ماهی کلشو کرد تو اب ماهی های تو تنگ گوشت خوار بودن یوجین موند تا ماهی ها از گوشت سورا (سورا اسم خدمتکاره) بخورن پوزخندی زدم با خودم گفتم اینه دختر من




بیا پایین











بیااااا












بیا پایین تر تر















ادامه دارد..........
چیه فک کردی بازم حس اناناس دستم شکست لایک کن کامنت بزار بای سیسی
دیدگاه ها (۰)

سناریو بی تی اس وقتی تحریکش میکنینامجون: بیا اینجا ببینم فرا...

سناریو بی تی اس وقتی تو بار میبینتتنامی: چون مافیاست برای مع...

من چه مدل نویسندایم بچه ها

اینو ببینید

شاهزاده شیطانی من

#قمار_سرنوشت پارت²⁴ویو لونا با نوری که چشمم رو می‌زد از خواب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط