{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

غزل

باز هم فکر تو آمد و مرا ریخت به هم
قلب بی تابِ مرا غصه در آمیخت به غم

آتشِ عشقِ تو در خانه ی دل شعله کشید
با دلِ سوخته امشب به کجا رو بکنم

زخم جا مانده از آن خاطره ها کاری بود
قامتم از غمِ درویِ تو کم کم شده خم

حالِ این قلبِ پریشان شده از دست تو را
نتواند که به تصویر کِشد شعر و قلم

آخر از دوری و از عشقِ تو جان خواهم داد
به تو و عشقِ تو و جانِ خودم هر سه قسم

#سهراب_عرب_زاده
#سهراب_عربزاده
#سهراب_سرگشته
#sohrabarabzadeh
#sohrab_arabzadeh
دیدگاه ها (۰)

Attar#050622

عاشقانه های شبنم

امشب دلم از دوری‌ات پیوسته بارانی‌ستحال دلم آشفتــــــــــــ...

تقدیم به همه زندگیم:🫀🫂از نگاهت نرگس تبدار، شاعر میشودآینه از...

فراتر از خویش

السلام علیک یا بنت امیرالمومنین یاعقیله بنی هاشم

.#دلیاخــــــــلاقم ...............    حکم ميکــــــنه.........

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۲ قسمت ۳‌در انتهای تونل، در...

مثل بغض کهنه ام من مثل پایی روی مین

غزل

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط