💭

💭
او به چشم‌هایش خیره شد و گفت:« دوستت دارم؛ نه به خاطر رنگ و رخ زیبات. نه به خاطر صدای دلربات. به خاطر اینکه قلب تو، تنها قلبیه که قلبم در کنارش به آرامش می‌رسه.»

#برشی_از_رمانِ : #رقص_کال
#نویسنده : #مصطفی_باقرزاده
دیدگاه ها (۱)

ده تا دوستت می دارم خب؟هشت تاش به خاطر خودت که ناز و دلبرییه...

بودنت توی زندگیم به قدری قشنگه که دلم میخواد همیشگی باشهی چی...

جونگ‌کوک تو برای من فقط یه اسم یا یه چهره نیستیتو یه حس عمیق...

عاشقانه های شبنم

بهار یا تابستان ؟پاییز یا زمستان ؟شب یا روز ؟چه فرقی می کند...

عاح....نمی‌دانم....خیلی‌ چیز ها هست که نمی دانم...انتظار هم ...

یکی از شو کرونای درخواستی داشت

تو كنارم باش اصلا شعرهايم مال توهر چہ از تاثیر چشمت مے سرایم...

رها❤ فکر نمی کنم هیچ وقت واقعا بفهمی چقدر برام مهمیچون هر چق...

🌹 به نام آن‌که عشق را آفرید...و عشق را در قلب کسانی گذاشتکه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط