{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نینجای سایه )) پارت 8

نینجای سایه )) پارت 8
شینیکو با صدای زنگ موبایلش بیدار شد . گوشی را برداشت دید که شماره ی میناتسوکی افتاده وقتی در گوشش گزاشتم که جواب بده یک صدای وهشت ناک اومد و گفت اگر میخوای عشقت یا تنشا و یا مارشا زنده بمونم بیا و باهام مسابقه بده اگه ببری ازادشون میکنم البته فقط دونفرشون و یکنفره باید بمیرد . گوشی قطع شد شینیکو دوید بیرون و ناگهان با مارلو برخورد کرد افتاد زمین مارلو گفت که ببینم توهم می‌دونی شینیکو گفت اینکه اون سه نفر گم شدن مارلو گفت اره پاشو بریم شینیکو هم گفت ببینم تو چه قدرتی داری مارلو هم گفت شاید باور نکنی ولی من اینده ی تو هستم شینیکو گفت یعنی توهم نینجای مارلو گفت اره منم نینجا هستم و اینکه اومدم تا جلوی شیطانی که در زمان فرار کرده را بگیرم . شینیکو و مارلو باهم از پنجره اون ساختمانی که گروگان ها توش بودن پریدن پایین و.....
دیدگاه ها (۱)

نینجای سایه ))پارت 9وقتی شینیکو میناتسوکی وتنشا و مارشا رو پ...

نینجای سایه))پارت10 عشق یا خشممارسل طرف تنشا رفت و گفت ببین...

نینجای سایه ))پارت7 زنگ به صدا درامد بچه ها رفتن تو حیاط شین...

اگه می‌فهمیدی که تایتان بودی و سیزده سال دیگه میمردی چیکار م...

#گروگان_قلبم #part_28با زنگ خوردن گوشیش تلفن برداشت و اروم د...

تکپارتیویو ات: یه چند وقتی میشد که لینو اصلا بهم اهمیت نمیدا...

『روانی عاشق』𝑷𝒂𝒓𝒕_𝟐𝟖*میا تو منو دوست داری... ... میا سر جاش و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط