{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝕸𝖔𝖓𝖘𝖙𝖊𝖗

𝕸𝖔𝖓𝖘𝖙𝖊𝖗
𝕻𝖆𝖗𝖙 10

صدای چند ضربه در پشت سرهم سکوت سنگین کلبه رو شکست.
به محض باز شدن در تهیونگ به سمت جین حمله ور شد و یقه اش و گرفت.

"عوضی! نتونستی بهم ضربه بزنی، حالا با خواهرم تلافی میکنی؟!"

جين که سوپرایز نشده بود و مشت تهیونگ و از یقه لباسش جدا کرد
"اول باید بشنوی، بعد عمل کنی تهیونگ."

از همین حین جِین از طبقه بالا قدم گذاشت به پایین و اولین چیزی که توجهش و جلب کرد جونگکوک بود که با بی تفاوتی به چهارچوب در تکیه داده بود.

تهیونگ با نگرانی مشهود سمت جِین رفت و قبل از هر چیزی گردنش و بوی تنش و چک کرد که مبادا توسط هیچ کدوم از اون بتا ها نشونه شده باشه.

بعد زخم ها و خراش های بدن و چک کرد.

"خداروشکر که حالت خوبه."

جِین در آغوش تهیونگ فرو رفت و درد بدی توی عضلاتش پیچید
دیدگاه ها (۳)

𝕸𝖔𝖓𝖘𝖙𝖊𝖗𝕻𝖆𝖗𝖙 11"جونگکوک جِین و ببر تو ماشین منم چند دقیقه دیگ...

𝕸𝖔𝖓𝖘𝖙𝖊𝖗𝕻𝖆𝖗𝖙 9صدای شعله های شومینه و نور گرمش اتاق و پر کرده ...

عاححح لیثث😋🛐میخوام هر سوالی راجب خودم یا هرچیزی و جواب بدم(ح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط