soneggsnsdyoonAsooyoung oneshotehsfic

#sone#gg#snsd#yoonA#sooyoung #oneshote#hs_fic
اینو برای اجی اف کوثرم نوشتم برای اینکه همیشه خون بس رو دنبال کرد و خوندش مررسی اجی



شکلات من



بایه لبخند عمیق نگاش کردسویونگ:بسه دیگه یونا:خواهشش سویونگ کتاب رو بست و گزاست کنار ولپای یونا رو کشید و گفت:اینقد کیوتی نمیشه مخالفت کرد باهات یونا خودشو لوس کرد و تند تند پلک زد سویونگ بغلش کرد و پیشونیشو بوسید و گفت زود حاظر شیاا یونا با ذوق سرشو تکون داد سویونگ دس به کمر شد و رفتن با ذوقه یونا رو نگاه میکرد و با دیدنش لبخند میزد با صدای گوشیش به خودش اومد از رویه دسته ی مبل برش داشت و به صفحش نگاه کرد: گروه،یوری: نونا چیکار میکنین؟سویونگ سریع تایپ کرد:امم قرار شده بریم بیرون.تیفانی:او ککککک اونی بیرون کجا؟سویونگ اخم کرد و قبل از اینکه تایپ کنه.. هیو:زود باشین یخ زدیم بیرون سویونگ لبخند زد و برای تیفانی نوشت میریم یه چیزی بخوریم و بعدش به هیو گفت ماکه رفتیم میگم بیاین هیو استیکر خوشحال فرستاد سانی:سویونگااا برا منم به چیز خوشمزه بگیرین تهیون:توکه 4تا لیوان قهوه خوردی و سه تا کیک شکلانی سانی:نونااا من گشنم میشه اخه سویونگ:کککک باشه دونسنگ صدای یونااومد:سرثویونگ مگه نمیخوای حاظر شی سویونگ که تازه یادش اومده بود نوشت: بای بچه ها
سویونگ به طبقه ی بالا رفت یه سارافون بنفش چهار خونه که ترکیبی ازصورتی و زرد و بنفش بود پوشید کمربند قهوه ای شو بست لباسش تا رویه زانوش بود باهاش یه کفش لژ دار بنفش پوشید و کیف صورتی که تیفانی براش خریده بود و برداشت و گوشیش و کیف پولش و کلید هارو دوس گزاشت موهاشو شونه کرد و چطری شو پایین اورد و یه رژه قرمز و پررنگ کشیدنناخوناشو لاک زد و نفسه عمیقی کشید و به طبقه ی پایین رفت یونا با موهای جمع بالا بسته و رژ صورتی کمرنگ سایه ی ابی کمرنگ و یه پیرهن زرد استین کوتاه و یه شلوار جین سورمه ای سویونگ به چهره ی دوست داشتنی یونا نگاه کرد به نظرش یونا خواستنی ترین دختر رویه زمین بود البته اگه اینو به بقیه میگفت حتما جسیکا و تیفانی علیش قیام میکردن ولی مهم نبود اون واقعا عاشقه یونا شده بود و این حسشو دوست داشت و قبولش کرده بود با صدای یونا به خودش اومد: هی سویونگاا. کجایی سویونگ بهش لبخندی زد و از پله ها پایین اومد یونا رو بغل کرد وقتی میخواستن از دره خونه بیرون برن یونا دسته سویونگ رو گرفت برای یه لحظه قلب سویونگ ولیساد و بعدش شروع به تند زدن کرد یونا با نگرانی نگاش کرد سویونگ لبخندی زد و گفت:خوبم وقتی از دره خونه بیرون رفتن تویه ماشین سویونگ گوشیشو در اورد و نوشت: داریم میریم... همون لحظه سوهیون فرستاد:هتل؟سویونگ استیکر اخم فرستاد و نوشت:نه. سوهیون:بار؟سویونگ با تعجب بیشتری نوشت نهه.سوهیون:رستوران؟سویونگ که از حدسای منحرفانه ی سوهیون راحت شده بود نوشت:شاید... سوهیون:برین کافی شاپ من اونجا رو برای قرارای اینجوری ترجیح میدم جسیکا:چه مکنه ی باهوشی بابا رمانتیک یونا زد به شونه ی سویونگ:بریم دیگه سویونگ تایپ کردبای بچه ها بیاین خونه سویونگ و یونا دست تو دست هم راه افتادن سویونگ چشمش به یه کافی شاپ لوکس و قشنگ افتاد یاد حرف سوهیون افتاد:من اونجارو برای قرارای اینجوری ترجیح میدم دسته یونا رو کشید و اونجا رو نشون داد یونا با ذوق قبول کرد دخترا رفتن داخل و پشت یکی از میزا که کنار پنجره بود نشستن سویونگ دستای یونا رو گرفت و اونا رو نگاه میکرد دستای اون دختر واقعا براش زیبا و جذاب بودن سرشوبالا اورد اما قبل از اینکه حرف بزنه که یهو گارسونو جلوش دید سفارششونو دادن سویونگ از جوه ساکت استفاده کرد و زیر لب شروع به حرف زدن کرد: ببین یونا و تویه چشمای یونا نگاه کرد و زیر لب ادامه داد:اهم ااههم ام خب یونا توی زندگی هرچیزی ممکنه الان تو زندگیه من یه اتفاق عجیب یا شاید غیر ممکن افتاده ام خب ببین من عاشق شدم ولی قسمت عجیب یا شاید مسخرش اینه که عاشق یه........ دختر شدم.. اون الان تمام زندگیه منه وقتی میبینمش همه چیز یادم میره دلم میخواد اونم همین …حسه خوب عشقو به من داشته باشه میخوام که منو قبول کنه... یونا با لبخنز نگاهش کرد و گفت هرکس عشقوبه شیوه ی خودش تجربه میکنه..... الان من چه کمکی میتونم بکنم سویونگ زیر لب گفت..چطوری بهش بگم؟یونا:ام خوب میتونی بهش همینایی که من گفتی رو بگی و بعدش بهش بگی من عاشقت شدم منو قبول میکنی؟سویونگ رو به یونا زمزمه کرد: من عاشقت شدم من رو قبول میکنی ؟یونا: اره همین جوری بهش بگو سویونگ:گفتم یونا: به اون باید بگی سویونگ:به اون گفتم به خوده خودش یک دفه صدای جیغ یونا کله کافی شاپ رو برداشت....... یک ربع بعد یوناکیک شکلاتی رو زد به بینیه سویونگ سویونگم یه تیکه برداشت که به صورت یونا بزنه اما یونا دهنشو باز کرد و اون تیکه ی کیک رو خورد...... گوشیه سویونگ زنگ خورد
دیدگاه ها (۲۰)

How many people in your family?بچه ها این ینی چی

الان من خوبم؟

بچه ها گروهشون رپر داره؟کیع؟

کی منو میلاوه؟هرکی میلاوه بوووسم کنه هرکیم دوس نکنه من هیتش ...

اولین مافیایی که منو بازی داد. پارت۴۵

꧁ 𝘿𝙖𝙧𝙠 𝙡𝙞𝙛𝙚 ꧂𝙥𝙖𝙧𝙩⁵⁸جونگکوک: خودت متوجه خطایی که کردی شدی.......

نام فیک: عشق/نفرتPart: 13تهیونگ غذاش رو تموم کرد و از اجوما ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط