{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی جلو مادر. پدرت میبوست...

وقتی جلو مادر. پدرت میبوست...

دستشو و دور کمرم حلقه کرد و سرش. و نزدیک آورد.
_کوک! اینجا ن..
با لبش خفم کرد با بهت به چشمای بستش خیره شدم .
_میرا میگم که هیننن!
خواستم از کوک جدا شم که شدت بوسه رو بیشتر کرد.
نفسم بریده شده بود لعننتیی!
ازش جدا شدم دور تا دورمون فامیل بود . و از همه ترسناک تر .
اخم بابا و مامانم بود.
_آفرین داماد به خودم رفتی!
سمت بابا برگشتم . لبخندي زد.
_شوهرت کپی خودمه دخترم
کوک پوزخندی زد و جلو اومد و دوباره لبم و بوسید .صدای هورا و جیغ و دست فامیلا بلند شد
دیدگاه ها (۳)

●○●○●○

وقتی میرین خونه مادرش ولی...خندیدم. بلند و مستانه ‌ ، هانا س...

...

وقتی جلوی پدر مادرت میبوست...مامان خنده ای کرد_خب ،من برم به...

چند پارتی از تهیونگ (وقتی خیلی روت حساس بود) پارت چهارم .ـــ...

وقتی میرین خونه مادرش ولی مست میکنه . ...رو.م خیمه زد و خمار...

ازدواج اجباری part: 8رفتم جلو تر که با یه دختر با لباس باز م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط