{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی بچه بودم مامان بزرگم شبا قبل از خواب قصه میگفت.....

وقتی بچه بودم مامان بزرگم شبا قبل از خواب قصه میگفت.....
هیولاهای قصه رو میدونی چی صدا میزد؟
-یه سر....دو گوش..:/
اون زمان منظورشو متوجه نشدیم...
ولی حالا با تک تک سلولام میفهممش...
@aisa1523
دیدگاه ها (۳۶)

my seokjin

عاشق این فن ارت شدم 😢 😍 اصن یه وضعیتی برام ساخته نگاش میکنم ...

باد وزید....باران بارید.....برف بارید....تگرگ زد....طوفان شد...

#MX

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 183♡⁠。⁠)⁩اخم کر...

«فصل۲ The magic of lov »part ۱۵۲هنوز كسلي خاصي تو تنم بود. ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط