{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۴۴ زندگی با بی تی اس

پارت ۴۴ زندگی با بی تی اس
جین کوک رو ول کرد
کوک : تو منو سوگول میبینی. منو چرا بغل میکنی
شوگا: انگار نه انگار تا یه ربع پیش عین مجسمه به یه نقطه خیره شده بود و یه کلمه هم با کسی حرف نمیزد
جین رفت تا با دکتر صحبت کنه
دکتر : بفرمایید کاری داشتید
جین : حالش چطوره
دکتر : گفتم که از منم سالم تره
جین : میتونم ببینمش
دکتر : یه چند دقیقه دیگه منتقل میشه بخش اون موقع میتونی ببینیش
جین : باشه
ده دقیقه بعد
اعضا : میتونیم بریم تو
دکتر : بله
اعضا باهم داشتند میرفتن تو اتاق و بین چهار چوب در گیر کرده بودن
جین : بچه ها دارم له میشم
نامجون : یه تکونی بدید
شوگا : از پشت فشار نیارین
جیهوپ : پای کوک تو دهن من چیکار میکنه
جیمین : این کفش کیه تو دست من
تهیونگ : کفش منه
کوک : اون یکی پام کو
جیهوپ : تو دهن منه
جین : یکی از پشت یه هلی بده
کوک که اون ته بود یه هل داد و همه اعضا افتادن رو زمین
نامجون : گفتش هل بده نگفت که شوتمون کنی مثل توپ
جین : اخخخخ کمرمممم
جیمین: نمیخواین از روم پاشین
اعضا بلند شدند شوگا هم جیمینو بلند کرد
یه ساعت بعد
کم کم چشمامو باز کردم
من : اخخخ
اعضا سروم رو از گوشی بلند کردند تا دیدن بهوش اومدم ریختن رو سرم
من : یا خداااا
نامجون : خوبی
جین : کجات درد میکنه
شوگا : نفس میتونی بکشی
جیهوپ: چه احساسی داری
جیمین : اون دنیا چه شکلی بود
تهیونگ: زنده اییی
جونگ کوک: میتونی حرف بزنی
دیدگاه ها (۳۳)

بچه هام مریض میشدن اون خری که این لباسارو به بچه هام داده جو...

پارت ۴۵ زندگی با بی تی اس💜من : الان جواب کدومتون رو بدم تهیو...

یکی به من بگه چطوری زمین تا اسمون فرقشونه

تهیونگیییی تو یه انسانییی یا فرشتههههه؟#بی_تی_اس #جونگکوک#ت...

هیچوقت اون سال رو یادمون نمیرهفقط جوری که جین خواست عادی جلو...

فقط من دیوونمممم؟ یجوری استرس میگیرم انگار قراره طرف از پشت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط