{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو در آیینه پیدا شو، تو را دیدن فقط با من

تو در آیینه پیدا شو، تو را دیدن فقط با من
تو لب تر کن همین؛ چون ابر باریدن فقط با من
من آن آرایشگرم شاید، شهید شانه و قیچی
تو ابرو را بیاور، مو به مو چیدن فقط با من
تو در جای خودت می ایستی، وقتی که می گویم
تو خورشید منی، دور تو گردیدن فقط با من
دوباره نوجوانم، در سرم سوداست، یعنی که
تو را از لای درها، دزدکی دیدن فقط با من
مرا باید ببیند چشم نامحرم فقط با تو
تو را باید ببیند حین خندیدن، فقط با من
تو را می سازم از مقداری آهو، از شراب، از آه
که تندیسی شوی در حال رقصیدن، فقط با من
دیدگاه ها (۹)

دیر کردی گفته بودم شانه پیدا کرده ایحتم دارم قبل این هم خانه...

دلم برای تو که نه ..... برای ما تنگ است برای عاشقی و آن همه ...

نمی تونم بسازم با زمونهپر از دلشوره های ناتمومم دوباره خیس ب...

خیره است چشمِ خانه به چشمانِ مات منخالی است بی صدا و سکوتت ح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط