{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نمی تونم بسازم با زمونه

نمی تونم بسازم با زمونه
پر از دلشوره های ناتمومم
دوباره خیس بارونه نگاهم
دوباره سوگوار آرزومم
چه ساعتها که بیدار تو بودم
دلم بی تو به باغ گریه پیوست
هزاران ثانیه دور از تو موندم
مگه مردن از این آسون ترم هست
شبم کابوس تلخ انتظاره
گلومو بغض این شبها گرفته
ندیدی گریه هامو تا بدونی
دلم اندازه دنیا گرفته
دیدگاه ها (۲۳)

تو در آیینه پیدا شو، تو را دیدن فقط با منتو لب تر کن همین؛ چ...

دیر کردی گفته بودم شانه پیدا کرده ایحتم دارم قبل این هم خانه...

خیره است چشمِ خانه به چشمانِ مات منخالی است بی صدا و سکوتت ح...

تو میراث بهارانی و من هم زادهء بارانبگو کی میرسد فصل جدایی ه...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:²⁴چند دقیقه گذشت.هنوز همون‌جا نشست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط