{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بر در دل ناشناسی حلقه زد، گفتم که باشی؟

بر در دل ناشناسی حلقه زد، گفتم که باشی؟
گفت در بگشا امیدم، عاقبت از ره رسیدم

گفتم آوخ، دیر کردی نا امیدی کُشت دل را
رو بجو زنده دلی را، من امید از تو بریدم

#ارس_آرامی
دیدگاه ها (۵)

شاید... یک روز مادر بیدارمان کند،دست بکشد روی صورت از اشک خی...

من باتو در خود فرو ریختندر سکوت فریاد زدنو بی صدا شکستن را آ...

"ماندن" در قاموس او جز "رفتن" معنی نداشت!اینجاست که "دهخدا" ...

همانند هفته‌ای که در جمعه تمام شد،جمعه رفت و ز او هیچ نیامد ...

بدونِ اينكه حلقه دستهاش دورِ شكمت رو باز كنى، سمتش چرخيدى و ...

آقا امید رفتی ولی تا همیشه خاطراتت تو قلبم ما زنده خواهد مان...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط