{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شاید... یک روز مادر بیدارمان کند،

شاید... یک روز مادر بیدارمان کند،
دست بکشد روی صورت از اشک خیس مان،
لیوانی آب به دستمان بدهد،
و با لبخند بگوید:
بیدار شو، خواب بد دیده ای، چیزی نیست...

#ارس_آرامی
دیدگاه ها (۲)

من باتو در خود فرو ریختندر سکوت فریاد زدنو بی صدا شکستن را آ...

من به چشمم گفته بودم عشق من را لو نده!این روانی بی اجازه با ...

بر در دل ناشناسی حلقه زد، گفتم که باشی؟گفت در بگشا امیدم، عا...

"ماندن" در قاموس او جز "رفتن" معنی نداشت!اینجاست که "دهخدا" ...

بانو یاس

داستان ما در مورد یک پسر دختری هستش که با عشق به همدیگر رند...

رمان؟عشق مثلثیپارت؟19(پرش زمانی)1 سال بعد: (اسپانیا=ساعت 9:5...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط