{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اسم داستان بانداژدرمان احساساتم

اسم داستان : بانداژ،درمان احساساتم
پارت یک
آدم های نابغه همیشه جوری رفتار می‌کنند که مردم به روانی یا خل بودنشون شک می کنند
این حرف ها برای دازای هم صدق میکنه چون تمام دوستانش فکر می‌کنند که،این فرد یک انسان بی ارزشه که همیشه نیمه پر لیوان رو میبینه
چرا کسی درمورد احساسی که توی خودش پنهان کرده حرف نمی زنه؟
چرا از روی جلد یک کتاب فکر می‌کنید که میتونید فرد کامل بشناسید؟
دازای توی سن ۲۲ سالگی یک زندگی جدید رو شروع میکنه
آخه این که اول راه زندگیش رو داره میره . میخواد زندگی جدیدی هم شروع کنه؟
عجیب نیست ؟

نظرتون رو درمورد سناریو حتما بگید
اینم از پارت اول چطور بود؟
دیدگاه ها (۳)

پارت دومدازای برای اینکه بتونه حالش رو بهتر کنه ،با خودش فکر...

پارت سوم دازای : رونده طولانی داره ولی مشکلی نیستوادل:خب جلس...

#tom#bill#tokiyo #hotel

سلام من miss dazai هستم خیلی ممنون میشم که حمایت میکنید میخو...

عضو جدید اژانس یک گربه ای؟! ( پارت ۶ )نائومی: چطوره اسم شو ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط