{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت سوم

پارت سوم
دازای : رونده طولانی داره ولی مشکلی نیست
وادل:خب جلسات از امروز شروع میشه دنبال من بیاید
دازای سرش رو تکون میده و دنبال وادل راه میوفته . وادل به سمت اتاق جلسات میره و بدون در زدن وارد میشه
وادل :سلام به همگی خیلی ممنون که اومدید لطفا خودتون رو معرفی کنید
تمام افرادی که اونجا بودند یا زوج بودند یا باهم دوست و رفیق بودند تنها فرد مجرد ،خود دازای بود.
بعد صحبت ها و معرفی کردن خودشون ،وادل شروع به صحبت کرد دازای در همین هین که وادل درحال صحبت کردن بود،
فکر می‌کردشاید یکم قانون های مراقبت از یک بچه زیاده و شاید اگر در افسردگی بمیره براش خیلی بهتر باشه
تا اینکه بخواد یک شروع جدید داشته باشه؟
#Dazai
دیدگاه ها (۳)

پارت چهارم حالا بخاطر این کار ،دازای نمیتونه الکل و مشروب بخ...

بچه لطفا حمایت کنید لطفا کامنت بگذارید و لایک کنید ممنون از ...

پارت دومدازای برای اینکه بتونه حالش رو بهتر کنه ،با خودش فکر...

اسم داستان : بانداژ،درمان احساساتم پارت یک آدم های نابغه همی...

پارت چهارم ( با ناباروری پارت آخر )ویو دازاینمیدونم بهش بگم؟...

عمق زخم هایش

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط