{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قسܩـتـ چهارم،رمان:جنگ‌عشقـᩚ݂ـ݂݃‌ـ✧

قسܩـتـ چهارم،رمان:جنگ‌عشقـᩚ݂ـ݂݃‌ـ✧
{موقعیت فردا صبح}
منشی پارک:جیسو چرا نرفتی مدرسه؟
میخواستم خواهرام فکر نکنن از روز اول به خاطر سنم قید همچی رو زدم
منشی پارک:ولی مطمئنی که نمیری مدرسه
جیسو:فقط یه امروزه!!(باعصبانیت)
جنی:خوب خوب چی میگید شما
خلوت کردید زیرآب مارو بزنید(باخنده)
منشی پارک:نه خانوم داشتیم درباره ی درس حرف میزدیم
جنی:وای جیسو واقعا درس بدترین تیکه ی زندگیه!!!
رومآ:نمیخوایم بریم قراره همینجوری بمونیم
منشی پارک:نه بفرمایید زودتر بریم که با مسئولیت هاتون آشنا بشید،
بانو جنی شما مسئول بخش خبرگزاری و اطلاعات خبری شرکت هستید
جنی:چی منظورت چیه بخش های مدیریت و بخش های اصلی چی(با عصبانیت زیاد)!
منشی پارک:اما بانو اینا دست من نیست!
بانو رومیا بخش دفتری و حساب های شرکت مسئولیت شما هست
رومیا:واقعا یعنی بابا بخش به این مهمی رو به من داده!!!(با ذوق)
منشی پارک:بله بانوی من
جنی:مطمئنی مسئولیت های مارو برعکس نگفتی؟
منشی پارک:نه کاملا مطمئنم
بانو رومآ شما مسئول بخش استخدام و کار گزینی رو هستید
رومآ: بابا خوب علاقه های منو میشناس
ها(با لبخند)
منشی پارک:و بانو جنی شما هم مسئول بخش آموزش به کارمندان موقت هستید
جیسو:اوم کار خوبیه وقت برای درس خوندن هم دارم
منشی پارک:بله چون هر یک ماه یه بار ما استخدام میکنیم
و فقط در ماه ۱۵ روز آموزش داریم
راوی:دخترا به غیر جنی همه راضی بودن.
ادامه دارد............🌤
دیدگاه ها (۰)

قسܩـتـ پنجم،رمان:جنگ‌عشقـᩚ݂ـ݂݃͠ـ✧{موقعیت روز اول کارجنی}جنی:...

وایب این سریال::بـرو پایـینـ↻ایـنجـاجایـےبراےܩرورخـاطراتـ↻ ا...

قسܩـتـ سوم،رمان:جنگ‌عشقـᩚ݂ـ݂݃͠ـ✧جنی:تو دیگه حرف نزن بابا:دخت...

خوب خوب نت بین المللی شدولی هنوز هم فقط برای بعضی ها اپلیکیش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط