{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بس کن بخواب پنجره ای وا نمی شود

بس کن بخواب پنجره ای وا نمی شود
اهل دلی به فکر دل ما نمی شود

قدری بخند گریه برای تو خوب نیست

با اشک درد عشق مداوا نمی شود

بس کن چقدر خیره به امواج می شوی
دریا که مثل چشم تو زیبا نمی شود

چشمان من خلاصه ای از اشک های توست
چشمم بدون اشک تو معنا نمی شود

بس کن بخواب، عمر که دست من و تو نیست
این لحظه ها دوباره شکوفا نمی شود

بس کن بخند گریه برای تو خوب نیست
مانند خنده های تو پیدا نمی شود
دیدگاه ها (۱)

ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﺳﺎﻋﺘﯽ ﺑﺎ ﭼﺸﻢ ﺗﻮ ﺧﻠﻮﺕ ﮐﻨﻢﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭﺕ ﺟﺎ ﺑﮕﯿﺮﻡ ﺑﺎ ﻟﺒﺖ ﺻ...

احساسِ خوشی دارم ، ابراز کنم ؟ یا نه مجنونیِ این دل را ، آغا...

ﺩﻝ ﺧﻮﺷﻢ ﺑﺎ ﻏﺰﻟﯽ ﺗﺎﺯﻩ، ﻫﻤﯿﻨﻢ ﮐﺎﻓﯽ ﺳﺖﺗﻮ ﻣﺮﺍ ﺑﺎﺯ ﺭﺳﺎﻧﺪﯼ ﺑﻪ ﯾﻘﯿﻨ...

ﮐﻮﭺ ﮐﺮﺩﻡ ﮐﻪ ﺩﻟﻢ ﺭﺍ ﺑﻪ ﮐﺴﯽ ﻧﺴﭙﺎﺭﻡﺣﺲ ﺧﻮﺑﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺑﯽ ﺁ...

دستت را که میگیرممی دانم ناب تر از تو دست های تو دستی نیست !...

آرزو حاجی خانی ، غزل مثنوی

گذر کن...از هر دستی که رهایت کرد،از هر فصلی که تمام شد،از هر...

به نام اوچه زیبا فرمود که «ابراز عشق به آن که به تو بی میل ا...

بسم الله الرحمن الرحیم ‌کمال تو نزد خود توست :به کمال رسیدن ...

🍊🍂تو می‌دانی من چقدر ذوق دارم برایپاییز؟ برای خنکای عصرهنگام...

بسم الله الرحمن الرحیم اشک و اشک :هر گاه که نگاهت به جهان، ب...

☘️براى "اتفاقِ خوب" زندگى ات منتظر باش؛هر قدر كه لازم است!اص...

♥️🍃دعا می کنم برای توبرای خودمبرای همه مانکسی چه می داندشاید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط