حداقل یکم درکش کن

«حداقل یکم درکش کن...»
«اینبار جرعت نکن اینو به زبون بیاری، اونی‌که همیشه
همه‌ رو درک کرد و هیچوقت درک‌ نشد‌ من‌ بودم.»
دیدگاه ها (۰)

«او میگفت مرا دوست دارد ولی رفتارش به سردی هوای زمستان.. نگا...

"لمس او آنقدری لطیف بود.. که انگار روحم. را نوآزش میکرد.. قل...

مگر فایده ای هم دارد به درختی که تبدیل به هیزم شده، بگویی با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط