به مادر قول داده بود که برمیگرده

به مادر قول داده بود که برمیگرده
وقتی چشم مادر به استخوان های بی جمجمه افتاد لبخند تلخی زد و گفت:
بچه ام سرش می رفت اما قولش نه
#فکر_نو #شهید #بسیجی #رزمندگان #بسیجیان #بسیج #پاسدار #سپاه
دیدگاه ها (۱)

فرماندۀ قرارگاه عملیاتی شهید سجاد سراوان به شهادت رسید🔹قرارگ...

معاملهp25جونگ‌کوک هنوز سرش روی بازوی تهیونگ بود. چند لحظه به...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتفصل دوم | پارت ۲۲ | «یک خاطره‌ی ...

🔹 پیام فرمانده سپاه جنوب شهرستان ری به مناسبت هفته بسیج دانش...

#صبح، وقتی #خورشید تازه پنجه‌های طلایی‌اش را از لای پرده‌ها ...

قسمت بیست و پنج

𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟒 | چیزی بیشتر از دوستیزمستان سئول از راه رسید.برف آرام...

dark life = 39

زنی شاغل بودن ممکن است بسیار دشوار باشد، ولی زن شاغل بچه‌دار...

باران می‌بارید.چویا با قدم‌های سریع از میان خرابه‌های ساختما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط