سه داستان زیبای سه ثانیهای
سه داستان زیبای سه ثانیهای :
۱. روستاييان تصميم گرفتند براى بارش باران دعا كنند. در روزیكه براى دعا جمع شدند تنها یک نفر با خود چتر داشت.
این یعنی ایمان
۲. كودک یک سالهاى را تصوّر كنيد ، زمانيكه شما او را به هوا پرت میكنيد ، میخندد زيرا مید
معجزه ها همیشه دور نیستن،
یه وقتایی اینقدر بهمون نزدیکن که متوجه شون نمیشیم، مثل سلامتی، داشتن یه خانواده مهربون... و خیلی چیزای دیگه که مدتهاست معمولی شدن برامون، اما خیلی باارزشن .!.
🌱🌱🌱🌱رفتم بانک وام بگیرم...رییس بانک پرسید؟
شغلتون چیه؟🤔
گف
۱. روستاييان تصميم گرفتند براى بارش باران دعا كنند. در روزیكه براى دعا جمع شدند تنها یک نفر با خود چتر داشت.
این یعنی ایمان
۲. كودک یک سالهاى را تصوّر كنيد ، زمانيكه شما او را به هوا پرت میكنيد ، میخندد زيرا مید
معجزه ها همیشه دور نیستن،
یه وقتایی اینقدر بهمون نزدیکن که متوجه شون نمیشیم، مثل سلامتی، داشتن یه خانواده مهربون... و خیلی چیزای دیگه که مدتهاست معمولی شدن برامون، اما خیلی باارزشن .!.
🌱🌱🌱🌱رفتم بانک وام بگیرم...رییس بانک پرسید؟
شغلتون چیه؟🤔
گف
- ۲۱۴
- ۱۱ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط