{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

انتقام خونین√

انتقام خونین√
فصل دوم√
پارت10√
نازنین:جرعت یاحقیقت.
رومینا:جرعت.
نازنین:روی پای یونگی حرکات سک~سی بزن.
رومینا:ولی من حاملم.
نازنین:بزننننن.

رومینا بلندشد نشست رو پای یونگی وشیک های عربی میزد.

ویویونگی
رومینا وقتی داشت رو پام ش~یک میزد داشتم از حسودی میترکیدم چون بقیه هم داشتن میدیدن وبدتر از همه داشتم تح~ریک میشدم ولی بزور جلوی خودمو گرفتم.

فلش بک به چند ماه بعد

ویورومینا
چندروزه بیمارستان بستری شدم چون هر لحظه ممکنه بچه ها بدنیا بیان یونگی هم هرروز با استرس از خواب بلند میشد،از دستشویی داشتم میومدم که احساس کردم داره بچه میاد.یونگی بااسترس دوید سمتم دکتر رو خبر کرد وسیاهی.............

یک ساعت بعد
نازنین:بسه دیگه یونگی زمین روکندی اینقدر راه رفتی بشین الان میان.
یونگی:توهم زایمانت نزدیکهههههه.
کوک:من حواسم هست به هم....

صدایی اومد صدای گریه وجیغ بچه ها بچه ها بدنیایونگی ایستاد حمله ور شد سمت در ودکتر.
یونگی:اقای دکتر حال همسرم وبچه ام چطوره؟؟؟.
دکتر:حالشون عالیه ولی همسرتون چند روزی مهمون ماهستن.
یونگی:میتونم ببینمشون؟.
دکتر :بله ولی فقط دونفر.

یونگی ونازنین رفتن داخل یونگی اول رفت سمتت ولی نازنین رفتسمت بچه هایی که کنارت بودن.

یونگی:عزیزم حالت خوبه؟؟.
رومینا:اوم،بچ...بچه ها کوجان؟؟.
یونگی:اینا هاشن کنارتن.
رومینا:دیدیشون؟؟.
یونگی:نه نگران تو بودم!الان میارمشون!.
رومینا:اوخودااااااااااااااااااااااچقدر نازنننننن.
یونگی:اره مثل خودمونههههه.
رومینا:اره خیلی خوشگلنننن.
نازنین:اوخوداااا خاله قربونشون بشههههههههه.

ویو چندروز بعد.......


عزیزان دویاسه پارت مونه تا رمان تموم بشه ورمان جدید روبزارم.
دیدگاه ها (۰)

رمان جدیدرمان : خرگوش درون ددیپارت : معرفیشخصیت ها : جون جون...

انتقام خونین√فصل دوم√پارت۹√فلش بک به روز تعیین جنسیت رومینا....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط