{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت پارت آخر

پارت ۲۶ پارت آخر
چانیول دید که دیگه همه دارت عذاب میکشن گردنبند رو انداخت به گردنش و ار عمه خداحافظی کرد . برای اولین بار گریه کردم اونم برا پسری که باهاش پدر کشتگی داشتم
جولیا:استیسی ...تو داری...گریه...میکنی?ا
اینو که گفت یه لبخند تلخ زدم و سرم رو به نشونه مثبت تکون دادم. جولیا امد بغلم کرد و چانیول رفت

جسی بل

وقتی چان پاشو گذاشت روی سکو از توی دیوار یه نوری دیدم وبه سهون گفتم.اونم به بچه ها گفت و رفتیم طرف دیوار .
با چند ضربه دیوار خراب شد.

اما

موقع رفتن . برگشتم و به چانیول نگاه کردم که غرق در خون بود. امدیم بیرون انگار کسی خبر نداشت که چی شده............

*پنج ماه بعد*

استیسیوارد اتاقم شد .
داد زدم:مگه نگفتم هر وقت چانیول رو پیدا کردید بیاید
استیسی برخلاف همیشه که با داد زدن سرش عصبانی میشد لبخند زد و گفت:خب منم به خاطر همین امدم دیگه. و ...........امد........بالاخره.........میدونستم
بدون اطلاف وقت پریدم بغل چانیول
تو حس بودم فقط دوست داشتم نگاش کنم.
با تته پته به استیسی گفتم:چ چطور م م ممکنه...... او او اون که خ خو خودشو.....
اسی نذاشت حرف بزنم و گفت:دیروز زنگ زدن به گوشیم از بین خرابه های اون خونه یه فردی پیدا شده بود که به زور نفس میکشید . منم رفتم دیدم خودشه و اوردمش پیش توووووو

چانیول

وقتی فهمیدم بعد اون اتفاق چه بلا یی سر اما امده قلبم برای یه لحظه واستاد یعنی حس من درست بوده..... اونم منو دوست داشته اشکم در اومد (اما توی اون پنج ماه به کل عقلشو از دست داده بوده و میارنش تیمارستان تحت پراقبت اونم به بچه ها میگه تا وقتی چانی پیدا نشه نیان پیشش)

استیسی

خب زوج عاشق پاشید بریم بچه ها منتظرن


اون خونه با اینکه وحشتناک بود و زیادی درد کشیدیم و جای زخماش برامون باقی میمونه ولی یه چیز دیگه عم داشت بچه ها عاشق شدن .
سارا دکتراش رو گرفت و بعد از چند سال عاشق جیمین عضو بی تی اس شد و با هم نامزد کردن.
کامیلا استاد تکواندو شد و با بکهیون دوست بود.
ویکتوریا بر خلاف داستان طراح لباس بی تی اس شد و جونگ کوک عاشقش شد.
جسی بل و سهون ازدواج کردن
جسیکا با دز او نامزد بودن
استیسی با کریس دوست بود
اما هم به چانیولش رسید



.........نویسندگان :
زهرا رهنما(اما)
مائده رخشانی(استیسی)
تا رمان های بعدی بدرود
دیدگاه ها (۱)

بچه ها ببخشید بخاطر کم پارت بودن فقط برای رفع خستگی بخاطر قر...

شما هم میخواید؟

پارت ۲۵اما و من از همه جلو تر بودیم بعد بقیه روی دیوار خونی ...

پارت ۲۴همه با هم وارد پزیرایی شدیم البته بگم بجز اما چون شیش...

عشق صورتی پارت17^

بچه ها اون عکس قبلیه اصلا به دلم نشست پس بعد یه عالمه گشتن ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط