{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

-دیدار دوباره-

-دیدار دوباره-
پارت ۱
سانزو:سلام آقا
فروشنده:سلام پسر جون
سانزو:عروسک بافتنی چی دارین؟تولد خواهرمه
فروشنده:تولدش مبارک
فروشنده:این خوبه؟
سانزو:نه اون یکی رو میشه ببینم؟
فروشنده:کدوم؟
سانزو:همون که چشماش بنفشه و موهاش طلایی عه
فروشنده:این 2000 ین عه
سانزو:هزار ین؟ولی من فقط هزار ین دارم
فروشنده:این ارزون ترین عروسکمونه
سانزو:باشه به هر حال ممنون
و بعد از اونجا خارج شدم
حالا چیکار کنم؟
امروز تولد سنجو عه
دفعه ی پیش نتونستم چیزی بهش بدم
این دفعه باید ی چیزی بخرم
خانوادمون مردن و من با سنجو توی ی خونه ی 80 متری کوچیک زندگی میکنم
همینطور که راه میرفتم به سمت خونه بچه هارو میدیدم که با عروسک های قشنگشون بازی میکنن
لباسای مارک دار و گرون میخرن و به حق خودشون قانع میستن
ولی سنجو ی من قانع ترین و مهربون ترین دختری عه که دیدم
اون ده سالشه
حالا چطوری توروش نگاه کنم؟
همینطور که با ناراحتی داشتم راه میرفتم که پام به ی چیزی گیر کرد و افتادم
دیدگاه ها (۲۵)

-دیدار دوباره-پارت 2اون..اون ی عروسک بودیعنی میشه بدمش به سن...

-دیدار دوباره-پارت ۳سانزو:راستی سنجواسم عروسکت و چی گذاشتی؟س...

بچه ها پیج قبلی کازوتورا مسدود شده بود این پیج جدید رو فالو ...

حقیقتا برگام میسوکی چان ما رکورد زدیم😂😂

(یه کونده اینو گذارش کرد دوباره گذاشتم) Part6 ویو ا. تفرد حد...

Forced marriagePart5تو آینه به خودم نگاه کردم خیلی قشنگ شده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط