اسم عشق یک مافیا
اسم عشق یک مافیا
پارت ۴۳
جونگ کوک: اینقدر غر غر نکن بخواب
ویو رونا: وقتی اجازه نداد واقعا عصبیم کرد....من اسکل داشته باش که دلتنگ این
دیوونه شدم ....تا میگم بزار یکم باهاش بهتر بشم بدتر میشه......پسر خنگ ...دلم
می خواد اونقدر گونه هاش گاز بگیرم که دیگه جا نداشته باشه.....خنگول با
ترسوندم فقط باعث میشه بیشتر ازش دور بشم .... نمی دونم بین حس کینه ای
که بهش دارم یا حس دوست داشتنی که دارم کدوم انتخاب کنم.... اصلأ ولش
دیگه نمی دونم دست اینه خنگول چیکار کنم..... چقدر وقتی خوابه کیوته مثل
بچهها میشه اینقدر بهش زل زدم که دیگه خوابم برد...........
ساعت ۷
رونا: وای.....ولم کن باید حاضر بشم
جونگ کوک: هوم چرا
رونا: دانشگاه دارم باید برم
جونگ کوک: باشه بابا..... داخل کمد این اتاق لباس مناسب هست بپوش
رونا: لباس از کجا آوردی
جونگ کوک: برای خودت گرفته بودم..... نمی بینی اتاق تمام وسایل لازم برای
یک دختر هست همه اش برای خودت گرفتم
رونا: چرا اون وقت
جونگ کوک: زیاد حرف نزن ....بدو برو
رونا: رو مخ ( زیر لب)
ویو رونا: رفتم در کمد باز کردم ..... انواع لباس بود یکی از لباس ها برداشتم به سمت حموم که داخل اتاق بود بعد از ۲۰ مین حاضر شدم خواستم برم یهو ...........................
پارت ۴۳
جونگ کوک: اینقدر غر غر نکن بخواب
ویو رونا: وقتی اجازه نداد واقعا عصبیم کرد....من اسکل داشته باش که دلتنگ این
دیوونه شدم ....تا میگم بزار یکم باهاش بهتر بشم بدتر میشه......پسر خنگ ...دلم
می خواد اونقدر گونه هاش گاز بگیرم که دیگه جا نداشته باشه.....خنگول با
ترسوندم فقط باعث میشه بیشتر ازش دور بشم .... نمی دونم بین حس کینه ای
که بهش دارم یا حس دوست داشتنی که دارم کدوم انتخاب کنم.... اصلأ ولش
دیگه نمی دونم دست اینه خنگول چیکار کنم..... چقدر وقتی خوابه کیوته مثل
بچهها میشه اینقدر بهش زل زدم که دیگه خوابم برد...........
ساعت ۷
رونا: وای.....ولم کن باید حاضر بشم
جونگ کوک: هوم چرا
رونا: دانشگاه دارم باید برم
جونگ کوک: باشه بابا..... داخل کمد این اتاق لباس مناسب هست بپوش
رونا: لباس از کجا آوردی
جونگ کوک: برای خودت گرفته بودم..... نمی بینی اتاق تمام وسایل لازم برای
یک دختر هست همه اش برای خودت گرفتم
رونا: چرا اون وقت
جونگ کوک: زیاد حرف نزن ....بدو برو
رونا: رو مخ ( زیر لب)
ویو رونا: رفتم در کمد باز کردم ..... انواع لباس بود یکی از لباس ها برداشتم به سمت حموم که داخل اتاق بود بعد از ۲۰ مین حاضر شدم خواستم برم یهو ...........................
- ۱۰.۴k
- ۰۸ بهمن ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط