رها کنید مرا با غم نهان خودم

رها کنید مرا با غم نهان خودم
اگرچه خسته‌ام از درد بی‌کران خودم

به دشمنان قسم خورده، احتیاجی نیست
که دشنه می‌خورم از دست دوستان خودم...

چو رنج بوده فقط سهمم از جهان شما
خوشا به کنج اتاقم...خوشا جهان خودم..

که کیمیای سعادت، سکوت بود، سکوت
چه زخم ها که نخوردم من از زبان خودم!

شراب نیز به دردم نمی‌دهد تسکین
مگر که زهر بریزم به استکان خودم...

اگر که مرگ فقط چاره‌ی من است، چه باک؟
به مرگ خویش کنون راضی‌ام، به جان خودم

#vasip
دیدگاه ها (۱)

وقتی تو نیستی، حرف‌های زیادی هست برای با تو گفتن،و در حضورت،...

شبیه حسرت یک ماهی ام که در تُنگی کنار پنجره ای در حوالی دریا...

این عشق ما نبود که روزی ملال شدیک قلب ساده بود که در سینه چا...

‏پشت هر #اكانتی يه #آدم هست #كه تو #هيچی از #زندگی واقعيش #ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط