{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی تو نیستی،

وقتی تو نیستی،
حرف‌های زیادی هست برای با تو گفتن،
و در حضورت،
تنها، تشنه‌ی شنیدنم.
اما تو در سکوت،
با نگاهی عمیق به من می‌نگری
و من؛ شرمسارانه خاموش می‌مانم.
چه کنم؟!
نباید حرف‌های بیهوده‌ام
لحظه‌های تو را به باد دهند.
اگر در اسارت اينهمه اندوه نبودیم،
همه چیز، خنده بر لبهایمان می‌نشاند...
دیدگاه ها (۱)

شبیه حسرت یک ماهی ام که در تُنگی کنار پنجره ای در حوالی دریا...

شبیه حال ساعت های پر اندوه دیواریپُرَم از رفت و آمدهای بی فر...

رها کنید مرا با غم نهان خودماگرچه خسته‌ام از درد بی‌کران خود...

این عشق ما نبود که روزی ملال شدیک قلب ساده بود که در سینه چا...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۱ پارت ۷‌سکوت سنگینی دوباره...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣2️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ جیمین از کنار د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط