خوزستان

**خوزستان**
من!
جایی به دنیا آمدم
که دنیا مرا شکوفا نمیخواست
گلهایی که در جهنم میرویند ما بودیم
*
جایی که من به دنیا آمدم
کام کودکانش را با گلوله پر میکردند
بچه هایش
به امید سایه ای
سر پناهی
زیر سینه ی تانک ها میخزیدند
گلهایی که در جهنم میرویند ما بودیم
*
با پرنده ها پرنده شدم
بر مناره ها نشستم و چه سوختن ها را دیدم
در بادها بادبادک شدم
و چه پرکشیدن ها را حس کردن
حالا
بازخمی بجا مانده از آن روزها
پیکر زخمی خوزستان را بر دوش مبکشیدم
و به امید یافتن مرهم
این سو و آن سو میبرم
چنانکه رستم سهراب را
*
خوزستان!
شب ها کابوس میبینی
وخوابت نمی برد
غروب ها به نخلی تکیه می زنی و گریه میگنی
خدا چه خوابی برایت دیده بود خوزستان!!!!
**
پیگر زخمی اش را بر دوش میکشم
حتی وقتی بمیرم
خوزستان را هم در یک چمدان میگذارم و برای خدا هدیه می برم
'***
دیدگاه ها (۹)

اعترافات یک زندیشب اینترنت قطع بود...کلی کار کردم!بعدش ظرفار...

دختره pm ﺩﺍﺩﻩ ﻣﻴﮕﻪ : ﺱ ﺥ؟ ﭺ ﺥ؟ﮔﻔﺘﻢ ﻳﻌﻨﯽ ﭼﯽ؟ ﻣﮕﻪ ﺳﮓ ﺩﻳﺪﯼ؟ﻣﻴﮕﻪ...

از حموم نمره در اومدیم و نم نم بارون میزد _ خانومی جوون و مح...

#الماسهران موش انسان..!!#المامحترگ شمفهمه بالدخان..!!#الماضا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط