{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لب های تورا می چشم و می روم از حال

لب های تورا می چشم و می روم از حال
ای یاد تو در لوح دل من همه احوال

در خواب به آغوش خودم می کشمت باز
هرچند که دوری زمن و این دل بدحال

جایی مرو بی من که شوم نا خوش از این کار
در مهر و محبت به دل من مکن اهمال

دلگیر نباش ای دل و جانم به فدایت
شب ها به صبوری گذران می رسد اقبال

روزی تو بیا با من و مهمان دلم باش
محتاج لبان توام از ره برس امسال...
دیدگاه ها (۲)

مست از لب تو ، شب ره میخانه گرفتمصد ها غزل از این د...

نذر کردم تا بیایی هر چه دارم مال توچشم های خسته وپر انتظارم ...

باز من آمده ام مست غزلخوانی تو بر لبم حسرت یک بوسه ی طولانی ...

عطر پیراهنت احساس مرا احیا کردگرچه چشمان مرا دوری تو دریا کر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط