دچار حمله پنیکم چه خوب که میخوام بنویسم
دچار حمله پنیکم.. چه خوب که میخوام بنویسم😭
_________________________
پارت ۵
گوجو:
(پشمات ریخت که با گوجو شروع کردم، نه؟)
آروم آروم قدم میزدم...صدای دریا.... احساس عجیبی داشت... نه خوب و نه بد... دیگه هیچ احساسی نداشت... ابر ها میل به ریختن داشتن امت آفتاب میتابید، چه حالیه.. حال منه...
به روبه رو ام نگاه کردم...باید یه شوخی باشه...
گتووووووووووووو
گتو:
نانامی گذاشت یه دوش بگیرم...بعد بهم لباس های راحتی داد و من رو سوار ماشین کرد....حدودا ۲ ساعت تو ماشین بودیم... افسوس...
رسیدیم و بلاخره.... صدای نحسه مرغای دریایی
من قبلا اینجوری نبودم.. ولی خب چه میشه کرد الان باید با اهنگ sweaty weather تو این حال برقصم؟
از دریا متنفر شدم... چشمم به چشمش افتاد...
ساتورو؟
سعی کردم سمتش حرکت کنم اما.....
_________________________
پارت ۵
گوجو:
(پشمات ریخت که با گوجو شروع کردم، نه؟)
آروم آروم قدم میزدم...صدای دریا.... احساس عجیبی داشت... نه خوب و نه بد... دیگه هیچ احساسی نداشت... ابر ها میل به ریختن داشتن امت آفتاب میتابید، چه حالیه.. حال منه...
به روبه رو ام نگاه کردم...باید یه شوخی باشه...
گتووووووووووووو
گتو:
نانامی گذاشت یه دوش بگیرم...بعد بهم لباس های راحتی داد و من رو سوار ماشین کرد....حدودا ۲ ساعت تو ماشین بودیم... افسوس...
رسیدیم و بلاخره.... صدای نحسه مرغای دریایی
من قبلا اینجوری نبودم.. ولی خب چه میشه کرد الان باید با اهنگ sweaty weather تو این حال برقصم؟
از دریا متنفر شدم... چشمم به چشمش افتاد...
ساتورو؟
سعی کردم سمتش حرکت کنم اما.....
- ۴۰۵
- ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط