یکشنبه 95/1/22ساعت12:00
یکشنبه 95/1/22ساعت12:00
من و خدا سوار یک دوچرخه شدیم. من اشتباه کردم و جلو نشستم و خدا عقب. فرمان دست من بود و سر دوراهی ها دلهره مرا می گرفت. تا این که جایمان را عوض کردیم. حالا آرام شدم و هر وقت از او می پرسم که کجا می رویم؟ برمیگردد و با لبخند می گوید:
"تو فقط رکاب بزن"
لبخندبزن: وقتی با خانواده ات دور هم جمع شده اید..
خیلی ها هستند آرزوی داشتن خانواده را دارند...!
لبخند بزن: وقتی داری سرکارت میروی...
خیلی ها هستند دربدر بدنبال کار وشغل هستند...
لبخندبزن: چون تو صحیح و سالم هستی...
خیلی ها هستند دارند بخاطر بازگشت سلامتی شان میلیونها خرج میکنند...
لبخندبزن: چون "تو"خودت هست...
وخیلی ها آرزو دارند که چون"تو"باشند...
لبخندبزن..وهمیشه لبخند بر لبانت داشته باش و خدا راشاکرباش .
من و خدا سوار یک دوچرخه شدیم. من اشتباه کردم و جلو نشستم و خدا عقب. فرمان دست من بود و سر دوراهی ها دلهره مرا می گرفت. تا این که جایمان را عوض کردیم. حالا آرام شدم و هر وقت از او می پرسم که کجا می رویم؟ برمیگردد و با لبخند می گوید:
"تو فقط رکاب بزن"
لبخندبزن: وقتی با خانواده ات دور هم جمع شده اید..
خیلی ها هستند آرزوی داشتن خانواده را دارند...!
لبخند بزن: وقتی داری سرکارت میروی...
خیلی ها هستند دربدر بدنبال کار وشغل هستند...
لبخندبزن: چون تو صحیح و سالم هستی...
خیلی ها هستند دارند بخاطر بازگشت سلامتی شان میلیونها خرج میکنند...
لبخندبزن: چون "تو"خودت هست...
وخیلی ها آرزو دارند که چون"تو"باشند...
لبخندبزن..وهمیشه لبخند بر لبانت داشته باش و خدا راشاکرباش .
- ۵۲۵
- ۲۲ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۵۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط