{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ناز تو و نیاز تو ،

ناز تو و نیاز تو ،
شد همه دلپذیر من
ناز تو دلپذیر شد ،
هستی نا گزیر من
جز تو هوس نمی‌کند،
گویه‌ی کس نمی کند
دم ز تو می زند همین،
خوی بهانه گیر من
ای به من گرفته خو،
بی‌تو به کار جست و جو
خود نرود به هیچ سو ،
دست و دل اسیر من
به هر چمن رسیده ام ،
از تو نشان ندیده ام
تو در کجا شکفته ای ،
ای گل بی نظیر من
من همه با تو راستم،
چشم تو گفت‌و
خواستم
خواستی و جسور شد،خواهش سربه زیر من
به هر کجا میگذرم ، به هرکس می نگرم
عکس تو قاب می کند ،
آینه‌ی ضمیر من
عشق تو بود و شعر ما یک وطن و دو پادشا
گفتم‌شان که ازشما، تا که بود امیر من
پاسخ من از آن میان عشق تو داد و گفت : هان!
سینه‌ی تو سریر او ،
سینه‌ی او ،
سریر من

فــــــsheybanـــــــؤاد

‌‌‌
‌‌‌‌‌    ‌‌

‌‌‌‌‌‌‌
دیدگاه ها (۰)

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۸✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒_...

سال‌هاست که تقویم‌ها دیگر اسم تو را ورق نمی‌زنند و ساعت‌ها د...

پارت: 19 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**بوی گندِ هات‌داگ‌های نیم‌...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

شعر و غزل

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

پارت: 14 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*با تردید، دستم رو دراز کرد...

سناریو: ماه سرخ

پارت: 30 (بخش1) **زاویه دید: زین**آفتابِ اواخرِ بعدازظهر با ...

پارت: 29 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**می‌گن وقتی بدنت به نهایتِ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط