{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشم وا کردم و دیدم که وجودم "تو شدی"

چشم وا کردم و دیدم که وجودم "تو شدی"
دفتر پر غزل خاطره هایم "تو شدی"

درسرم نیست بجز حال و هوای تو و عشق
شادم از اینکه همه حال و هوایم"تو شدی"

درد من دوری از توست،بغل وا کن تا
که بگویم به همه قرص و دوایم"تو شدی"

دورم از دین خودم....قبله ی من گم شده و
معبد و قبله ی من....ذکر دعایم "تو شدی"..
دیدگاه ها (۳)

اثری نمانده از من، به جز این دو دست خالینه ترانه ای نه شعری ...

آمدم پیش دوچشمانت بمیرم نیستیازشفای بوسه‌ات‌حاجت‌بگیرم نیستی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط