{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اثری نمانده از من، به جز این دو دست خالی

اثری نمانده از من، به جز این دو دست خالی
نه ترانه ای نه شعری نه تبسمی نه حالی

تو کجای قصه هایی که ندارمت نشانی
ز کرم عنایتی کن بگذر از این حوالی

به چه خوش کنم دلم را؟ به توهم و خیالات؟
نه به دیدنت امیدی نه به بودنت وصالی

شب و روز در عبورند و فقط خدای داند
که چقدر خسته ام من ز گذشت این توالی

اگر آه بود و حسرت تو ببخش نازنینم
همه چیز بی تو سخت و همه چیز با تو عالی
دیدگاه ها (۱)

آمدم پیش دوچشمانت بمیرم نیستیازشفای بوسه‌ات‌حاجت‌بگیرم نیستی...

رفت و چشمم را برایش خانه کردم برنگشت بس دعاها از دل دیوانه ک...

چشم وا کردم و دیدم که وجودم "تو شدی"دفتر پر غزل خاطره هایم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط