{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بسم رب الشهدا و الصدیقین

بسم رب الشهدا و الصدیقین


     حاج حسین و راننده اش هر دو ترکش خورده بودند و هر دو هم از راه گلو و سینه مجروح شده بودند. همین طور خون فواره می زد و سر و سینه شان را سرخ می کرد.

با سرعت به سمت حاجی رفتیم تا به او کمک کنیم اما حاجی اجازه نداد و تند تند یا سر و دست اشاره می کرد به راننده اش و می گفت : اول اون! اول اون!

یکی دو تا از بچه ها بلند شدند و رفتند سراغ راننده ، لب های حاجی می جنبید : اون امانته دست من ...

بی هوش شد و بعد از آن من دیگر ندیدمش ، حسین پرواز کرد ...

به نقل از یکی از همرزمان شهید خرازی

شادی روح شهدا امام شهدا صلوات

اللهم الرزقنا شهادت فی سبیلک
http://line.me/ti/p/%40yck0500m

التماس دعا
دیدگاه ها (۳)

به گزارش مصاف، 55 فعال دانشگاهی و مبلغ وهابی با امضای بیانیه...

افشاگری بزرگ و تاریخی استاد رائفی پور در مورد آل سعودبه اشتر...

به گزارش مصاف، گروه های به شدت محافظه کار نژادپرست و اسلام ه...

مهریه بالایی که بخشیده شد!سال 58 تصمیم به عقد رسمی گرفتیم. م...

#ازت.متنفرم.اما.دوست.دارم #پارت19---------------------------...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط