{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ²⁶.

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ²⁶.
፨𝑅𝑒𝑑 𝐴𝑙𝑎𝑟𝑚፨
𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 2



دستاش رو بالا آورد و روی صورتش گذاشت.
شونه‌هاش همراه با گریه‌هاش می‌لرزید و هق‌هق‌های خفه‌شده‌اش از لای کف دست‌هاش بیرون می‌اومد.

جونگکوک با دیدن اون صحنه، قلبش بیشتر و بیشتر فشرده شد. می‌خواست بره نزدیک‌تر و محکم بغلش کنه، اما اول گذاشت تمام اون غم‌های پر بارِ ده سال پیش رو خالی کنه.

موهای دختر آروم سر خورد و روی ساق دستش ریخت؛ دو طرف چهره‌اش مثل پرده‌ای ضخیم افتاده بود.
اما حتی زیر اون پرده هم، لرزش شونه‌هاش کاملاً پیدا بود.

صدای نفس‌های سنگین و بلندش رو شنید و آروم خودش رو به دختر نزدیک کرد. صندلی‌اش رو با صدای نسبتاً بلندی روی پارکت کشید و کنار لوسیا نشست.

دست تتو‌دارش رو دراز کرد و آروم روی سر لوسیا گذاشت و بعد، با خم کردن سرش، او رو به سینه‌اش تکیه داد.
آروم موهاش رو نوازش می‌کرد و بوسه‌های ریز و طولانی‌ای روی تارهای موهاش می‌نشوند.

می‌تونست نامنظم بودن نفس‌هاش، تکون‌های آروم شونه‌هاش در اثر گریه، و این‌که هنوز دست‌هاش روی صورتش بود رو حس کنه؛ همین باعث می‌شد نتونه کامل ببینتش.

هرچند دلش نمی‌خواست صورت اشک‌بارش رو ببینه، اما باز هم دست آزادش رو آروم دراز کرد و یکی از دست‌هاش رو گرفت و آهسته از روی صورتش کنار زد.

لوسیا چشم‌های خیس و قرمز و مستش رو نیمه‌باز کرد و به روبه‌رو خیره شد؛ اما به‌وضوح گرمای تنِ جونگکوک رو زیر سر و شونه‌هاش حس می‌کرد، همون گرمای شیرین و گاهی زننده‌ای که تا رگ‌های قلبش رسوخ کرده بود و به وجودش اعتیاد داده بود.

لوسیا اون یکی دستش رو آروم پایین آورد و به سرانگشت‌هاش خیره شد. با صدای گرفته و خسته‌ای که هنوز آثار مستی همراهش بود، گفت:

_ واسم سخت بود.

_ می‌دونم.

جونگکوک گفت و یه بوسه‌ی طولانی دیگه روی موهای دخترش گذاشت. بعد، داخل موهاش زمزمه کرد:

_ من تموم سال‌هایی که دلتنگت می‌شدم، روی یه دفتر ستاره می‌کشیدم.

لوسیا با تعجب، بدون این‌که سمتش برگرده، آروم گفت:

_ ستاره؟


ادامه دارد...
دیدگاه ها (۱۰)

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ²⁷.፨𝑅𝑒𝑑 𝐴𝑙𝑎𝑟𝑚፨𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 2جونگکوک با لبخند کم‌رنگی سرش رو...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ²⁸.፨𝑅𝑒𝑑 𝐴𝑙𝑎𝑟𝑚፨𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 2آن آغوش، انگار تمام اون سختی ها...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ²⁵.፨𝑅𝑒𝑑 𝐴𝑙𝑎𝑟𝑚፨𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 2(فلش‌بک" 𝟏𝟎 سال قبل__جمعه__ساعت...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ²⁴.፨𝑅𝑒𝑑 𝐴𝑙𝑎𝑟𝑚፨𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 2جونگکوک انگشتانش را با اضطراب ب...

⁦✿My lovely idol⁦✿ 2✯part:²⁷ایوان دستش رو روی گردن هیونا گذا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط