بازنده ی عشق تو منم شهره ی شهرم
بازنده ی عشق تو منم شهره ی شهرم
معروفترین عاشق بی عرضه ی شهرم
شاعر شده ام دست خودم نیست عزیزم
باید غم عشقت به روی صفحه بریزم
جانم تو عزیز همه اشعار من هستی
با اسم تو در شعر کند قافیه مستی
سخت است در آغوش کسی هستی و اما
من مانده ام و یک دل آشفته و شیدا
من دست خودم نیست که دیوانه ترینم
ای عشق ببین عاشقمو ساده ترینم
یک روز بدون تو چه اشکی که نریزم
اشک غم و اندوه و تب عشق بریزم
هر روز کشد شعله به جانم غم عشقت
من سوخته ام سوخته ی ماتم عشقت
تو مال کسی هستی و از زندگی سیرم
ای کاش بمیرم که بمیرم که بمیرم
معروفترین عاشق بی عرضه ی شهرم
شاعر شده ام دست خودم نیست عزیزم
باید غم عشقت به روی صفحه بریزم
جانم تو عزیز همه اشعار من هستی
با اسم تو در شعر کند قافیه مستی
سخت است در آغوش کسی هستی و اما
من مانده ام و یک دل آشفته و شیدا
من دست خودم نیست که دیوانه ترینم
ای عشق ببین عاشقمو ساده ترینم
یک روز بدون تو چه اشکی که نریزم
اشک غم و اندوه و تب عشق بریزم
هر روز کشد شعله به جانم غم عشقت
من سوخته ام سوخته ی ماتم عشقت
تو مال کسی هستی و از زندگی سیرم
ای کاش بمیرم که بمیرم که بمیرم
- ۱.۸k
- ۲۲ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط