{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می خوام کنارت باشم

می خوام کنارت باشم
پارت۶

آنیا ذهن خوانی کرد و تبدیل به یک🍅 ریزه میزه شد

'' پرش به رستوران ''
بکی: گارسون دو تا الکل لطفا
انیا: هی تو قرارمون الکل نبودا
بکی: شل دخترم یه همین امشب
آنیا: گفته باشم من نمی خورم
ذهنش : چون من۱۷ سالمه و هنوز به سن قانوني نرسیدم
بکی:انیاااااا
انیا: همین که گفتم

دامیان و بکی که با الکل دوش گرفتن از بس خوردن تنها فقط انیا نخورد و لوکا هم کم خورد تا بتونه بکی رو به خونه برسونه


انیا: لوکا من دامیان رو میبرم تو بکی رو باشه
لوکا: باشه بای

و هر کدام به یک طرف رفتن

انیا با اون قد کوتاهش زیر شونه دامیان به اون گندگی رو گرفته بود و سعی می کرد اون رو به خونه ببره
دامیان با این قیافه🍅 به انیا گفت

دامیان: اانیا میشه يهههه چیزی بهت بگم
انیا زیر فشار: بگو
دامیان: راستش خجالت میکشمممم ولی خب می خوام رک بهت واسه همین من بهت علاقه دارم ‌راستش از ۸ سالگی دوست داشتم
انیا: چیییییییییی واتتتتت
انیا: این حرفت رو به حساب مست بودنت میزارم
دامیان: نه این کار رو نکن چون واقعا دوست دارم راستش اون موقع ها خیلی اضطراب داشتم که بهت بگم ولی میشه .. دوست دخترم باشی
انیا: نه نه نه نه نه اصلا امکان نداره تو منو دوست داشته باشی
و کلییییی خجالت از سمت انیا و گوجه شدن

بچه ها اگه پارت بعدی رو می خواین لایک و کامنت بزارین
دیدگاه ها (۳)

هشتگ حق

بچه ها حتما فالوش کنین خیلی دختر خوبیه و چیزای با حالی توی پ...

چقدر برام آشنا میزنه فکر کنم دختر بابام بود که اینطوری رانند...

می خوام کنارت باشم پارت۵انیا کارتش رو داد تا حساب کنه که یهو...

حسم به تو....p15:بعد شروع به حرف زدن کردن و...دامیان: میدونی...

#حسم_به_توp1:دامیان انیا رو رسوند و خودش هم سریع رفت ولی دور...

ستاره دنباله دار پارت:۱۰

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط