{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می خوام کنارت باشم

می خوام کنارت باشم
پارت۵

انیا کارتش رو داد تا حساب کنه که یهو دامیان کارت انیا رو گرفت و کارت خودش رو به فروشنده داد تا حساب کنه
دامیان: لطفا از این کارت بکشین
انیا: اااا... خودم حساب می کنم بابا به اندازه کافی توش پول ریخته
دامیان : می دونم بابات به اندازه کافی برات پول ریخته ولی این رو من برات می خرم
انیا: ولی...
دامیان: ولی نداره همین که گفتم
انیا: باشه

بکی و لوکا داشتن یواشکی از پشت شیشه مغازه اونا رو دید میزدن

'' پرش به بکی و لوکا ''
بکی : اخی دامیان داره حساب می کنه چه مهربون
لوکا: بکی میگم به نظرت انیا دامیان رو دوست داره؟ در اینکه دامیان انیا رو دوست داره شکی نیست ولی از این میترسم این رابطه یک طرفه باشه.
بکی: عزیزم نگران نباش و داستان امروز رو براش تعریف کرد

که بکی یهو دید دو تایی دارن از مغازه میان بیرون
بکی و لوکا خودشونو جمع و جور کردن
انیا: بکی کجا بودی😡
بکی: ببخشید از یه لباس خوشم اومد رفتم ببینم اگه شد بخرم که سایز من نداشت
لوکا: بچه ها حالا ناراحت نشید بیاید بریم شهربازی بعد با هم بریم برای شام
بچه ها : باشه بریم

'' پرش به شهربازی ''
بکی: بریم ترن هوایی
انیا: اوکی
بکی : خب من و لوکا که کنار هم میشینیم

انیا و دامیان مجبور شدن که پشت بکی و لوکا کنار هم بشینن

ترن شروع کرد به حرکت و از همونجا انیا ترسیده بود انقدر که دیگه کلا تو بغل دامیان بود . دامیان هم که از خدا خواسته بود انیا رو بغل کرد
'' بعد پیاده شدن ''
انیا: وای من که حالم خيلي بده
بکی: وای خيلي خوش گذشت
دامیان : به منم خوش گذشت
ذهنش : البته فقط به لطف انیا😈

❤بچه ها دیگه واقعا خستم همین پارتم استسنا بخاطر بعضی از دوستام گذاشتم
دیدگاه ها (۲)

چقدر برام آشنا میزنه فکر کنم دختر بابام بود که اینطوری رانند...

می خوام کنارت باشم پارت۶آنیا ذهن خوانی کرد و تبدیل به یک🍅 ری...

می خوام کنارت باشم پارت۴''در خانه''یور:انیا جان فردا چه زنگ ...

می خوام کنارت باشمپارت۳انیا داشت به طرف دامیان می دوید در ای...

رز صورتی من

ازدواج با توپارت 7 هفتمذهن آنیااز روزی که اومدم به امارت 3 ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط