{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق من

عشق من
‌‌‌ p5



رفتم به جای ساکت جواب دادم
جنگهیون:ا.تتت*با ناله
ا.ت:چی شده جونگهیون چرا صدات اینجوریه*با نگرانی
جنگهیون:چیزی نیست فقطط بهت نیاز دارم
صداش پر درد بود ترسیدم نگرانش بودم
ا.ت:میام پیشت خونه ای
جونگهیون:اهمم
زود قطع کردم ساعت ۱شب بود یک ساعت از ساعت کاریم مونده بود رفتم‌ سرکارم
ا.ت:اهیون
اهیون:بله
ا.ت:به نظرت از اقای چوی بخوام که یه ساعت زودتر برم میزاره
آهیون:ا.ت خودت چوی و میشناسی سگ میشه نمیزاره اما تو میخوای یه امتحانی بکن
ا.ت:نه بابا اصلا حوصله اون خرفتو ندارم
نمیدونم چطوری اما یه ساعت و گذروندم با دلشوره با ترس
ساعت و نگاه کردم ۲بود سری دویدم وسایلمو برداشتم زدم بیرون یه تاکسی گرفتم به سمت خونه جونگهیون
وقتی رسیدم کرای رو‌ حساب کردم پیاده شدم درو زدم که خدمتکارش باز کرد
ملین:اقا بالا منتظرتونن
باشه از گفتم رفتم سمت اتاقش
در زدم اما جواب نداد نگران شدم درو باز کردم بالا تنش لخت بود خوابش برده بود
زود چلو چشامو گرفتم و پشتمو بهش کردم
ا.ت:جونگهیوننن
یهو از خواب پرید
جونگهیون:امدی
ا.ت:نه تو راهم بدوو لباستو بپوششششش
جونگهیون:باشه کوچولو*با خنده
برگشتم
ا.ت:خودت میدونی بدم میاد بهم کسی بگه کوچولو
نگاهش غمگین شد
جونگهیون:اره میدونم فقط دوس داری اون بگه
ا.ت:بسه من برای این نیومدم چت شده
جونگهیون:تیر خورده بازوم
ا.ت:اوو الان حالت خوبه
جونگهیون: اره بهترم
ا.ت:جونگهیون من تورو میشناسم تو برای یه تیر تو بازو به من زنگ نمیزنی
رفتم و رو کاناپه اتاق نشستم
جونگهیون:ههه خوب شناختی
ا.ت:کلی خستم حرف تو بزن
جونگهیون:ا.ت تو باید یه کاری برام بکنی
ا.ت: چی کار
جونگهیون:.....
ا.ت:چی امکان ندارههه


فالو کنید دیگه لطفا🥺
دیدگاه ها (۳۱)

عشق منp6جونگهیون:ا.ت من گیر کردما.ت:چی شده چرایه آهیی کشیدو ...

عشق منp7من مجبور بودم اگه راس بگه اگه بدون کوک کجاستجونهیون:...

عشق منp4رفتیم سمت یه رستوران یه میز پیدا کردیمو نشستیم گارسو...

عشق من p:3*فلش بک به ۱۲سال قبل*ا.ت:اوپا 😭از اون ور دیوار امد...

Part 14ا،ت ویو رفتم در و وا کردم و دیدم داخلش کلی لباس هست ه...

پارت ۱۰ حساسیت من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط