{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این رمان یکی از رمان هایی هست که من و امیرعلیهمونی که با

این رمان یکی از رمان هایی هست که من و امیرعلی(همونی که باهم توی روبیکا کانال زدیم) که توی کانال گذاشتیم و تک پارتی هست
.
.
دختر و پسر که زمانی همدیگرو با تمام وجود دوست داشتن بعد از پایان ملاقاتشون با هم سوار یه تاکسی شدن و آروم کنار هم نشستن . . .

دختر میخواست چیزی رو به پسر بگه ولی روش نمیشد !

پسر هم کاغذی رو آماده کرده بود که چیزی رو که نمیتونست به دختر بگه توش نوشته بود ؛ پسر وقتی دید داره به مقصد نزدیک میشه کاغذ رو به دختر داد ، دختر هم از این فرصت استفاده کرد و حرفشو به پسر گفت که شاید بعد از پایان حرفش پسر از ماشین پیاده بشه و دیگه اونو نبینه . . .

دختر قبل از این که نامه ی پسرو بخونه به اون گفت که دیگه از اون خسته شده ، دیگه عشقش رو نسبت به اون از دست داده و الان پسری پیدا شده که بهتر از اونه . . .

پسر در حالی که بغض تو گلوش بود و اشک توی چشماش جمع شده بود با ناراحتی از ماشین پیاده شد که در همین حال ماشینی به پسر زد و پسر درجا مرد . . .

دختر که با تمام وجود در حال گریه بود یاد کاغذی افتاد که پسر بهش داده بود ، وقتی کاغذ رو باز کرد پسر نوشته بود : “ اگه یه روز ترکم کنی میمیرم . . . ”
دیدگاه ها (۰)

آخرش جذاب بود😂🥵یکم این ویدیو منحرفانه بود...ولی جدا از اینا:...

BTS🤤🤤🤤کپی ممنوع ❌❌

#Black_Pink #BTS#Lisa #Jenny #Rose #Jisoo #RM#JIN #SUGA #JHO...

JIMIN🥵🥵🥵🤤🤤#다음_사람이_작동하지_않습니다 بچه ها این کره ایه رو ترند کنین#...

《 معامله ی عشق 》 پارت ۵ رفتم دنبال میا ، جلوی کافه نگه داشتم...

اریکو کیتاگاوا، فیلمنامه‌نویس و کارگردان معروف ژاپنی که به‌خ...

کارنیا فیک روبیکا مجازی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط