{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

[برادر ناتنی]

[برادر ناتنی]
Part-۸

فرمونو گرفتم و چرخوندم
پیچ بلندی بود
&هی هی مواظب باشش
+چیزی نمیشه
گازش رو گرفتم
یه دکمه روی سقف بود
+می‌دونی این چیه؟

+چییی . مگه ماشینت تقویتی نیس؟؟
&هست
+چطوری نمیدونی این سرعت ماشینت زیاد می‌کنه
&چییی واقعا؟
+بله
دکمه بالای سقف رو فشار دادم
&ددداری چی کار میکنی؟؟
چیزی نگفتم سرعتمو زیاد کردم
رسیدم به ماشین الکس
سرم رو چرخوندم و به داخل ماشین نگاه کردم
الکس را زده بود بهم
سرعتمو رو زیاد کردم
تقریبا نزدیکای خط پایان بودیم
(گزارش گر)
اوووو هیون جین اول داره اول میشه . وایسا ببینم اون اون کیه . کمک راننده ؟ هیون جین کمک راننده داره اووووو اون یه زنههههه
به خط پایان رسیدیم چون ترمز کار نمی‌کرد وقتی خط پایان رو رد کردم فرمون رو تاجایی که می تونستم چرخوندم
&شتتتتت
دستی رو کشیدم که دستی کار کرد
انگار یه جورایی کسی که مارو هم کرده بود که کردم
از ماشین پیاده شدم
همه با تعجب نگاه میکردن . یکهو همه شروع به دست زدن کرده
ماشین الکس رسید
از ماشین پیاده شد
اون دختر هم پیاده شد و اومد سمتم
از یقه ام گرفت
﷼هوییی زنیکه چطور جرعت می‌کنی از شوهرم جلو بزنی
یه مشت تو صورتم خوابوند
از دماغم خون می‌چکید هیون جین نزدیک شد
&هی لینا خوبی . وای دماغت
برگشت رو به اون دختره خراب گفت
&چطور جرعت می‌کنی دست رو لینا خواهر الکس بلند کنی؟؟هااا
﷼چ و و و چییییی؟خواهر الکسسی

#برادرناتنی #رمان #فیک #سناریو #کراش #مافیا #موتور #ماشین #کره #چین #دختر #پسر #خواهر #برادر #ناتنی #خوشگل #جونکوک #هیونجین #الکس #تهیونگ #فلیکس #فیلیکس #روبیکا #کتاب #دارک #استری_کیدز #چانگبین #بنگچان #لینو #هان #جونگمین #سونگمین #داستان
دیدگاه ها (۰)

[برادر ناتنی] Part-۹اعصابم خورد شد چطور جرعت می‌کنه دست روم ...

کص کش کیری ننه عمومی کیرم‌ تو ننه جندت هری کونی فکر می‌کنی ک...

[برادر ناتنی]Part-۷از اول تا آخر راه کسی با کسی حرف نزد تا و...

بچه ها روبیکا دارید؟اونجا رمان می‌زارم چون یه بی پدر و مادر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط