{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روی تمامِ شهر

روی تمامِ شهر
عشق می پاشیم...

لیوانمان که از هوایِ هم
لبریز شد؛

می نوشیم و می بلعیم
تمامِ جهان را،

در پیمانه ی
یکی شدن .

#شیما_عبداللهی
دیدگاه ها (۱)

هم خواب رقیبانی و من تاب ندارمبی تابم و از غصه این خواب ندار...

میترسَم..از نبودَنَت؛نداشتَنت؛کم بودَنت حتی!من میترسَم از رو...

من همونم که یه روزی میمردم واستیاد اون روزا میفتم دلگیرم ازت...

دعا کنید.

در سرم دختر پیری عصبی می‌رقصد،شهر بر روی سر من عربی می‌رقصد،...

اگر یک بوسه مهمانم کنیتمامی خانه ها را پر ازشهاب سنگ خواهم ک...

خط_۵۷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط