ویو آت

ویو آت
از خواب بیدار شدم و رفتم WCکارامو انجام دادم و لباس فرم مدرسمو پوشیدم و اومدم بیرون
•دخترم بیا صبحانه
+باشه مامان اومدممم
(نکته:خونشون خیلی سادست و دو طبقه نیست وضعیت مالیشون هم افتضاحه)
رفتم نشستم رو صندلی
•میخوام باهات حرف بزنم
+بله
•ات ما قرارع ازینجا بریم
+ک..کجا بریم؟
•یه جای دیگه ازینجا خیلی دوره ولی تو این شهره
+پس دوستام چی(بغض)اصلا چرا باید بریم
•دوستاتم هر هفته میبینی...من دارم ازدواج میکنم و قرارع بریم خونه بابای ناتنی و پسرش یه دختر هم داره هم سن تو

هوف حتما دختره ازون سلیطه های هر.زست دیگه قطعا نمیرمممم

•ات نترس جونگکوک خیلی مهربونه
+جونگکوک؟
•منظورم پدرته
+ اون بابام نیست
•اره می‌دونم
+و اینم می‌دونی که من قرار نیست هیچ‌جا باهات بیام

دلم نمی‌خواست برم من خونمو دوست دارم و نمیخوام بابا یا داداش ناتنی داشته باشم
•ات مجبوری بیای اون خیلی پولداره مطمئن باش زندگی خوبی برات میسازع من واقعا نمیتونم از عشقم بهش بگذرم

+عشق توعه و زندگی توعه به من ربطی ندارع مامان
•همین که گفتم( داد)
با بغض کیفمو برداشتم


چطورع
دیدگاه ها (۰)

ویو آت رفتم بیرون که یه ماشین خیلی خفن جلو درمون بود=خانم خو...

اون واقعا یه فرشته بود وقتی خونه دوستام بودم خواهراشون خیلی ...

معرفی درخواستی✨(با کمی تغییر)آت: دختر باهوش-لجباز و خوشگل ک...

چند پارتی جدید چی باشه؟🥸

ارباب مرگبار من : پارت ۱۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط