{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جیمین Jimin

جیمین (Jimin):
جیمین همون لحظه سرخ میشه. یه "اهم" می‌کنه و سعی می‌کنه خودش رو جمع و جور کنه. وقتی می‌شنوه بچه‌ات چی گفت، چشماش برق می‌زنه و با یه لحن خیلی ملایم و عاشقانه به بچه‌ات می‌گه: «چقدر تو مهربونی که می‌خوای از مامان مراقبت کنی! باشه عزیزم، ولی مامان یه دوست هم داره که خیلی دوسش داره، خب؟» و بعد با یه لبخند خجالتی و جذاب بهت نگاه می‌کنه.

وی (V):
تهیونگ خیلی آروم و با اون نگاه‌های عمیقش به بچه‌ات خیره میشه. اصلاً تعجب نمی‌کنه، انگار داشت منتظر این اتفاق می‌بود! یه لبخندِ مرموز می‌زنه و می‌گه: «اووه... پس تو هم می‌خوای از مامان محافظت کنی؟ باشه، پس از این به بعد تو نگهبان مامانی، ولی منم اون کسی هستم که همیشه می‌آد پیشش.» و بعد با یه چشمکِ خیلی خاص، دوباره به تو نگاه می‌کنه.

جونگ‌کوک (Jungkook):
جونگ‌کوک اولش یه جوری میشه که انگار برق رفته! قفـل می‌کنه. ولی وقتی می‌شنوه بچه‌ات میگه «مامان مال منه»، یهو یه حالتِ چالش‌طلبانه به خودش می‌گیره. با یه خنده ریز و نگاهی که ترکیبی از عشق و شیطونته، می‌گه: «اوکی کوچولو! تو مامان رو برای الان نگه دار، ولی یادت باشه من هم بازیکنِ اصلی هستم و قرار نیست بازی رو واگذار کنم!» و بعد با یه نگاهِ پر از جسارت بهت خیره میشه.
دیدگاه ها (۰)

اگه بچتون وسط کیس بیاد و بگه مامان مال کنه دیگه بوسش نکن نام...

جیمین (Jimin):جیمین از اوناییه که زود احساساتی می‌شه. وقتی ف...

#شیرینَکَم_تو_مال_منی پارت ۱۹از زبان اتداشتم همین طور کت و ش...

پسری که قلبم رو برد پارت یک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط